بررسی الگو های توسعه در نظام های متمرکز و غیر متمرکز در آموزش و پرورش


عنوان: بررسی الگو های توسعه در نظام های متمرکز و غیر متمرکز در آموزش و پرورش
نام نویسنده : حمید رضا مولایی 
چكيده
براي آشنايي بيشتر با نظام هاي سه گانة برنامه ريزي درسي (متمركز، نيمه متمركز و غير متمركز) ابتدا شرح مختصري در مورد اين سه نظام داده مي شود.  در شيوة متمركز، كلية كارهاي تعليم و تربيت توسط عده اي معدود كه اغلب در كارهاي آموزشي تبحر و سابقه دارند ، در رديف هاي عالي تشكيلاتي بدون دخالت افراد غير فرهنگي معين ميگردند و براي اجرا به مؤسسات تابع ابلاغ ميگردد.
در شيوة نيمه متمركز، علاوه بر اينكه خط مشي ها و هدفها از طرف مركز تعيين شده و به آموزش و پرورش مناطق ارسال مي شود، به معلمين نيز اختياراتي داده مي شود تا در برنامه هاي از پيش تعيين شده مطابق شرايط موجود تغييرات جزيي ايجاد كنند . حال آنكه، در شيوة غير متمركز آموزش و پرورش ، كلية امور تعليم و تربيت توسط متخصصان فرهنگي با تأييد نهايي مردم در هر حوزة آموزش و پرورش صورت مي گيرد .
در اين سه شيوه مطابق الگوي شورت  و زابار  معلم مي تواند به ترتيب نقش مجري ، مجري فعال و برنامه ريز درسي را ايفا نمايد. بابررسي سير تحولات نظام برنامه ريزي درسي در ايران و آگاهي از نظرات و يافته هاي پژوهشي متخصصين تعليم و تربيت در اين زمينه مشخص شده كه در هر برهة زماني يكي از سه نظام برنامه ريزي درسي حاكم بوده است و نقاط قوت و ضعف هايي به دنبال داشته اند. بنابراين، با توجه به شرايط جغرافيايي كشور و تمركز امكانات در يك منطقة خاص و گستردگي روزافزون علم ودانش بشري وافزايش مشكلات آموزشي ناشي از آن ،اجراي طرح نظامهاي سه گانه برنامه ريزي درسي ضروري به نظر مي رسد . لذا اين طرح را مي توان با توجه به ميزان توسعه يافتگي كشور و هر يك از استانها اجرا كرد . بدين ترتيب انتظارمي رود با اجراي نظام برنامه ريزي غير متمركز در مناطق توسعه يافته ، نظام برنامه ريزي درسي نيمه متمركز در مناطق متوسط و نظام برنامه ريزي درسي متمركز در مناطق محروم ، بتوان تاحدودي با انطباق نظام برنامه ريزي درسي با نيازها و شرايط هر منطقه از مشكلات و نارسايي هاي موجود بر سر راه برنامه ريزي درسي كاست .
معرفي واژگان كليدي
1- نظام متمرکز ( Centeralized System )           2- نظام نیمه متمرکز (Semi Centeralized  )
3- نظام غیر متمرکز (Dcentralized System  )  4 - برنامه ریزی درسی (planning Curriculum  )
5- ایران (Iran)
مقدمه
نظام آموزش و پرورش همچون ساير نظامها داراي اجزا وعواملي است ويكي از اجزاي مهم آن نظام برنامه ريزي درسي است كه مهمترين عنصر دستيابي به هدفها وآرمانهاي يك ملت است. شيوة اجراي برنامه درسي تا حدود زيادي تابع نظام برنامه ريزي درسي است.از آن جا كه تلاش براي ايجاد نوع خاصي از ارتباط بين اجزاي يك نظام به گونه اي كه مقصود خاصي را متحقق نمايد، برنامه ريزي خوانده مي شود،لذا برنامه ريزي مستلزم تصميم گيري است. نوع تصميم گيري كه بر اساس ميزان دخالت هريك از اجزاي يك نظام در اين عمل مشخص مي گردد، معياري براي انتخاب نظامهاي سه گانة برنامه ريزي درسي(متمركز،نيمه متمركز وغيرمتمركز) به حساب ميآيد. از آنجا كه امكانات و شرايط در هر منطقه برا ي تصميم گيري در زمينة تدوين واجراي برنامه هاي درسي يكسان نيست، لذا اين امر ايجاب مي كندكه در هر منطقه با توجه به نيازهاي خاص آن منطقه شكلي از نظامهاي سه گانة برنامه ريزي درسي اجراگردد.كشور ايران از ابعاد مختلف زندگي اجتماعي وشرايط اقليمي متفاوتي در مناطق مختلف برخوردار است. بدين ترتيب تصميم گيري در باب اهداف، روشها وشيوه هاي ارزشيابي بايستي به شكلي انجام گيرد كه در شرايط خاص هر منطقه بيشترين فايده را به دنبال داشته باشد.
 
بيان مساله
1-تعاريف وويژگي هاي نظامهاي سه گانه ي برنامه ريزي درسي
1-1. نظام متمركز
اگر در يك نظام برنامه ريزي درسي ،يك واحد مركزي به اتخاذ تدابير بپردازد وتمامي واحد هاي تابعه ملزم به رعايت دستورات باشند،برنامه ريزي شكل متمركز دارد(موسي پور، 1371: 40). در اين شيوه،كلية فعاليت هاي مربوط به تعليم وتربيت وبرنامه ريزي درسي، مانند تعيين هدف، نوشتن برنامه،سازماندهي برنامه واتخاذ شيوه هاي اجرايي برنامه توسط عدة معدودي كه غالباًدر كارهاي آموزشي تبحر وسابقه دارند،انجام مي گيرد (طوسي،1350) و مصوبات ودستور العمل هاي مركزي به صورت لازم الاجرا به تمام مدارس ابلاغ ميشود. بنابراين اصولوخط مشي هاي واحد وغير قابل تغييري بر روش وسياست مدرسه حاكم است .(معيري،1382)
معلم در شيوة متمركز نقش مجري سياستهاي آموزشي ابلاغ شده از مركز را ايفا ميكند(مهرمحمدي، 1381). تمركز در برنامة درسي مستلزم آن است كه اهداف وابزارهاي دستيابي به آنها از طرف دولت مركزي فراهم شده باشند كه در ارتباط با برنامه ريزي درسي، فراهم آوردن ابزارهاي لازم معمولاًتوسط وزارت آموزش وپرورش كه با وضع قوانين ومقررات ولايحه ها، سازمان هايي را در جهت نيل به اهداف آموزشي در سطوح پايين تر از سطح ملي هدايت مي كند، انجام مي شود. در اين شيوه حكومت مركزي به منظور اطمينان از جريان صحيح امور، به ناچار يك روش نظارت دقيق، توسط نمايندگاني كه مورد اعتماد هستند، برقرار می سازد (طوسی، 1350: 6).
به قول ويليام روپكه" طرفداران اصل مرکزیت همواره به جمع واجتماع نظر دارند وافراد انساني را فقط در قالب گروه مي بينند (طوسی، 1350: 12).
تمركزگرايان همچنين استدلال ميكنند كه بنگاههاي دولتي منافع جامعه را به بهترين وجه تأمين مي نمايند،  بي ترديد در شرايط عدم توجه واحساس مسئوليت دولت در امر آموزش، افراد بي بضاعت ومحروم در موقعيت نامطلوبي قرار ميگيرند وبدين ترتيب جامعه از لحاظ تعداد ونسبت افراد واجد شرايط براي ادامة تحصيلات عالي محروم ميماند (تونز، ترجمة شيرازي بهشتي،1372: 189).
2-1. نظام نيمه متمركز
اگر واحدهاي مختلف يك نظام در چهارچوب طرح كلي واصول مدوني كه از جانب يك واحد مركزي تعيين مي شود، مختار به اخذ تصميم درمورد كارهاي خود باشند، برنامه ريزي نيمه متمركز ناميده مي شود(موسي پور،  1371: 41).
از ديدگاه عسكريان(1366)، اگر هدف اين باشد كه در آموزش وپرورش جامعه اي عدالت اجتماعي رعايت گردد، بهتر است با تفويض اختياراتي به مناطق جهت اشاعة فرهنگ هر منطقه،آ نها را ملزم به پيروي از مديريت مركزي نمود. بدين ترتيب با تلفيق ويژگي هاي نظام متمركز وغير متمركز پيشرفتي در عملكرد تربيتي حاصل مي گردد. در اين شيوة برنامه ريزي، فرم برنامه ريزي از حالت متمركز خود خارج ميشود و با حفظ نظارت مركزي به صورت نيمه متمركز و در پاره اي مسائل هم به صورت غير متمركز طراحي واجرا مي گردد (موسي پور، 1371: 43)
در اين نظام به معلمين اختياراتي داده مي شود تا در برنامه هاي از پيش تعيين شده، مطابق شرايط موجود، تغييرات جزيي ايجاد كنند. لذا معلم در اين نظام به عنوان يك مجري فعال در عرصه ي برنامه ريزي درسي ايفاي نقش مي كند.
3-1. نظام غير متمركز
در شيوة غير متمركز برنامه ريزي درسي،كلية امور تعليم وتربيت اعم از تعيين هدف،نوشتن برنامه با ايجاد نوع سازمان وروشهاي اداري، توسط متخصصان فرهنگي با تأييد نهايي مردم در هر حوزة آموزش وپرورش صورت ميگيرد. درنتيجه، در چنين حالتي خود مردم مستقيماً كليه يا قسمت اعظم مخارج تعلياتي را از مالياتهاي محلي پرداخت ميكنند (طوسي، 1350: 6)
 در اين شيوه هر يك از واحدهاي نظام مختار به اخذ تصميم در مورد فعاليت هاي خود مي باشند(موسي پور، 1371).  اگر اين شيوه به صورت مطلوب شكل بگيرد، در عين آنكه از جهت محتوا وسياستهاي كلي تربيت عمومي ورسمي متضمن هماهنگي ويكپارچگي ملي است، دست مسئولان و مجريان محلي ومدرسه را در بهره گيري از واكنش هاي متعادل و سنجيده، براي چاره جويي مسايل ناشي از شرايط اجرايي محيط بازمي گذارد، در مرحلة اجرا انعطاف پذير است وبا تفاوت هاي فردي وضرورت هاي منطقه اي سازگاري دارد(معيري، 1382:135).
در اين نظام معلم به عنوان برنامه ريز درسي در تدوين هدف،انتخاب محتوا وارزشيابي به ايفاي نقش مي پردازد.آدامز (1995)
عدم تمركز را كليد هر سياستي براي توسعة فرهنگي مي داند كه براساس اصول دموكراسي استوار شده است. (يارمحمديان و همكاران، 1381).
نظام غير متمركز زماني مي تواند مفيد ومؤثر واقع شود كه فضاي مناسبي براي تغييرات ساختاري، اعتقاد واقعي به تفويض اختيار به مردم و با ارزش شمردن واحترام به نظرات وايده هاي كاركنان آموزشي،دانش آموزان و والدين، اعتماد به تواناييها ومهارتهاي تخصصي در استانها و ايمان به اصول مشاركت مردم در كارها وجود داشته باشد (شيرازي، 1373: 96).
طرفداران شيوة غير متمركز،به حفظ و نگه داري آزادي هاي فردي علاقه مندند وكوشش دارند تا براي افراد حداكثر آزادي فراهم آيدوآنان در برابر آزادي ها مسئول شوند.
عدم تمركز براصل فلسفي اهميت مقام فرد انسان تأكيد دارد، اين شيوه به حفاظت ونگهداري حقوق فرد در برابر جمع اقدام مي كند و مي كوشد تا هر كس بر اساس توانايي وقابليت فردي خود رشد كند و در جريان ادارة امور عمومي مشاركت جويد، تفاوت هاي فردي را محترم مي شمارد و از انسان هاي مختلف، انساني واحد و مخلوقي ماشيني به وجود نمي آورد (طوسي، 1350: 12).
این که یک سیستم، مثل یک چوپان، همه را به یک سمت ببرد جوابگو نیست. بچه‌ها با هم متفاوت‌اند و اگر ما این تفاوت را قبول داشته باشیم و در نظر بگیریم و هر کسی را بنا به میلش هدایت بکنیم، به نتایج بهتری می‌رسیم. الان حتی گفته می‌شود هوش‌ها متفاوت است و ما هوش‌های نه‌گانه داریم. ولی ما چه‌کار می‌کنیم؟ ما بچه‌های‌مان را استعدادیابی نمی‌کنیم و برای هر استعداد برنامه خاص در نظر نمی‌گیریم. به عنوان مثال یک بچه ممکن است هوش موسیقیایی‌اش بالا باشد؛ اما ما این را رعایت نمی‌کنیم و می‌گوییم باید به مدرسه بروی و همان چیزی را که به صورت عمومی آموزش داده می‌شود بخوانی.
 
2- اهميت و ضرورت هاي اجراي طرح نظام هاي سه گانه برنامه ريزي درسي در ايران
در دنياي امروز كه دانش بشري روندي وسيع وبي وقفه پيدا كرده است وبا سرعتي روز افزون رو به تكامل است، لازم است كه حكومت ها در حل مسايل ومشكلات جامعه ي خود از رشد فكري واجتماعي مردم كمك بگيرند.برنامه ريزي درسي مركزي نمي تواند با توجه به شرايط كشور جوابگوي همه ي مسايل باشد.آلكسي دوتوكويل  نيز در اين زمينه چنين اظهار می دارد:
"يك قدرت مركزي هر اندازه روشن بين ومطلع باشد به تنهايي نمي تواند به همة جزئيات زندگي يك ملت واقف شود؛زيرا چنين امري خارج از حدود امكانات بشري است واگر به تنهايي در صدد اجراي مقصودي بر آيد،ناگزير وبه حكم ضرورت،دستگاه هاي متعدد وپيچيده اي ايجاد مي كند وبه كار مي گمارد كه يا بايد به نتايج ناچيز آن دل خوش باشند ويا با كوشش بسيار خود را فرسوده كند" (فرجاد، 1382). كشور ايران صرف نظر از وسعت
خاك وجمعيت زياد داراي مناطق مختلفي مي باشد كه از لحاظ آب وهوا، نوع خاك و محصولات كشاورزي وصنايع با هم تفاوت هايي دارند . با توجه به اين ويژگي ها جاي ترديدي نيست كه هر منطقه بسته به شرايط خود، داراي نيازهاي خاصي است. به طوري كه نيازهاي مردم مناطق كوهستاني وسردسير با نيازهاي مردم مناطق هموار وگرم و نيازهاي مردمي كه در سواحل دريا زندگي ميكنند كاملاً متفاوت است وهمين طور نيازهاي اساسي مردم شهرنشين در شهر هاي كوچك وبزرگ نيز باهم كاملاً فرق دارند (فرجاد، 1382). به علاوه مردم در
حوزة سكونت خود، مشكلات خويش را بهتر مي شناسند و راه حل هاي آنها را بهتر تشخيص مي دهند. از سوي ديگر مشكلات زندگي مردم در هريك از مناطق، صورتي خاص دارد. ازاين رو، بين مشكلات آنها و توانمندي هايشان تفاوت هاي زيادي به چشم مي خورد. زبان، عادات، سنت ها و اعتقادات مردم، عوامل اقتصادي نظير سطح درآمد هر خانوار، امكانات آموزشي وعلمي وعوامل فرهنگي، مانند سطح سواد والدين، توانايي علمي معلمان آن منطقه نيز بر كيفيت نظام آموزشي آن منطقه تأثير مي گذارد. بنابراين، مي توان با توجه به نيازهاي خاص يك منطقه،نظام هاي سه گانه برنامه ريزي درسي متمركز، نيمه متمركز وغير متمركز را پیاده کرد.
در یک نظام آموزشی غیرمتمرکز سیاست‌های هر منطقه را اعضای هیئت امنای همان منطقه تعیین می‌کنند. این بدین دلیل است که طبیعتا نیازهای مثلاً سیستان و بلوچستان با نیازهای تهران، حالا به هر شکلی که به آن نگاه بکنید، یک قدری متفاوت است. این است که من فکر می‌کنم اگر نظام آموزشی غیرمتمرکز باشد، جواب  می‌دهد. چون ما اقوام متفاوت و فرهنگ‌های متفاوتی داریم. قاعده کلی هم همین است که همه جوانب در نظر گرفته شود؛ به این معنا که من فرهنگم را به منطقه‌ای که فرهنگ من را ندارد، تحمیل نکنم.
 
بيان نظري
3- بررسي سير تحول نظام برنامه ريزي درسي در ايران
سير تحولات برنامه ريزي درسي در ايران نشان مي دهد،تا قرن نوزدهم ميلادي كه ايرانيان با پيشرفت هاي ملل غربي آشنا نشده بودند،نظام آموزشي وبه تبع آن نظام برنامه ريزي درسي به صورت غير متمركز بود. در اين برهه از زمان، مكاتب واماكن مذهبي كه توسط مكتب داران وروحانيون اداره مي شدند، متوليان امر آموزش وپرورش كودكان اين مرز وبوم بودند(صافي، 1379). محتواي برنامه هاي درسي محدود بود ومكتب داران وروحانيون نقش معلم را ايفا مي كردند وبه برنامه ريزي، اجرا و ارزشيابي برنامه هاي درسي مي پرداختند. از قرن نوزدهم بنا به دلايلي مانند ارتباط ايرانيان با كشورهاي اروپايي چه از طريق سفرهاي حكام ايراني واعزام دانشجو وچه از طريق هيأتهاي نمايندگي كشورهاي اروپايي، زمينه هاي تشكيل مدارس جديد در ايران فراهم شد. در نيمة دوم قرن نوزدهم تا اوايل قرن بيستم،پس از پيروزي مشروطه خواهان،قانون اساسي مشروطه تعيين گرديد كه طبق اصول 18 و 19 آن،آموزش اجباري و همگاني اعلام گرديد (موسي پور،  1382: 69). شكل گيري وزارت معارف به منظور تنظيم آموزش پس از انقلاب مشروطه نقطة عطفي در تاريخ تشكيل مدارس جديد و به خصوص تمركز گرايي در آموزش وپرورش به شمار مي آيد (موسي پور، 1371) بدين ترتيب دولت مركزي ادارة آموزش وپرورش را به عهده گرفت . اوج تمركز گرايي در نظام برنامه ريزي درسي ايران از سالهاي 1344 تا كنون            مي باشد.اگر چه در چند سال اخير با تشكيل شوراهاي آموزشي، تأسيس سازمانهاي آموزش وپرورش وتأسيس مدارس خصوصي تا حدودي گام هايي به طرف تمركز زدايي در نظام برنامه ريزي درسي برداشته شده است، اما اين شيوة اجرايي، هنوز در جامعة علمي-آموزشي ما جا نيفتاده است. هر يك از متخصصين برنامه ريزي درسي نيز با نقد وبررسي هريك از نظام هاي سه گانة برنامه ريزي درسي بنا به تجربيات ويافته هاي پژوهشي خود،يك نظام برنامه ريزي درسي را پيشنهاد داده اند. معيري(1382)، در بررسي نظام آموزشي متمركز به تحميلي بودن نظام آموزشي كشور وعاريتي بودن آن وعدم توجه به نيازها،محيط،فرهنگ حاكم بر جامعه،ناديده گرفتن شرايط اجتماعي و اقتصادي كشور اشاره مي كند و نتيجه مي گيرد كه، بايستي نظام مديريت غير متمركز مورد عنايت سازمانهاي برنامه ريزي قرار گيرد. و به مسئولان وسازمان هاي محلي به فراخور نيازها وضرورت هاي منطقه اي وشرايط داخلي مدرسه اختيار داده شود.عسكريان(1366)، نيز نظام نيمه متمركز را در آموزش وپرورش مد نظر قرار داده ومعتقد است كه با تلفيق ويژگيهاي مديريت متمركز وغير متمركز در عملكرد تربيتي پيشرفتي حاصل مي شود. بر اساس يافته هاي پژوهشي موسي پور(1371) در باب نظام مطلوب برنامه ريزي درسي درايران، ايشان با عنايت به نظر متخصصات تعليم وتربيت به اين نتيجه مي رسد كه نظام برنامه ريزي  نيمه متمركز با گرايش به سوي غير متمركز به عنوان نظام برنامه ريزي مطلوب ومناسب در ايران مي تواند اجرا شود .
در نظام آموزشي متمركز ،تمامي اختيارات مربوط به تدوين برنامه ها و اهداف آموزشي در دست نهاد آموزش و پرورش يك كشور قرار دارد . به گونه اي كه برنامه هاي آموزشي براي تمام مدارس يك كشور به ويژه در سطوح ابتدايي و متوسطه به صورت مشابه و يكسان تهيه و تنظيم مي شود و براي اجرا به مدارس ابلاغ مي شود و مقتضيات اقليمي، اجتماعي و اقتصادي مناطق مختلف ناديده گرفته مي شود. ضمنا تحقيق و بررسي و تصميم گيري درباره برنامه ها و مواد آموزشي، روش هاي تدريس و تاليف كتاب هاي درسي و حتي خط مشي هاي اجرايي و مقررات اداري و آموزشي از مسائلي است كه معمولا متخصصان مربوط در سازمان هاي مركزي كشور آنهار را به عهده دارند و در مناطق محلي كمتر مي توان به آن دسترسي ژيدا كرد. بدين ترتيب  كتاب ها و مواد درسي به صورت متحدالشكلي براي هر درس در هر يك از مقاطع تحصيلي تهيه و براي تمام مدارس كشور فرستاده مي شود. در قيقت برنامه ريزي در نظام متمركز همواره از سطوح بالا شروع و براي اجرا به سطوح اينن تر ابلاغ مي شود. در اين نظام مجريان حقيقي برنامه هاي آموزشي، يعني مديران، معلمان و دانش آموزان دخالتي در جريان تصميم گيري هاي مهم آموزشي و اداري ندارند و راه ارتباط و تبادل نظر بين برنامه ريزان در سطح بالاتر و مجريان حقيقي برنامه ها در سطوح پايين تر تقريبا مسدود است و امكان طرح مسائل و مشكلات اجرايي و ارائه راه حل هاي مناسب و ممكن از طرف  مجريان برنامه هاي آموزشي به حصوص از طرف معلمان و دانش آموزان كه از نزديك با مسائل و مشكلات و همچنين نقاط قوت و ضعف برنامه هاي آموزشي آشنايي و درگيري مداوم دارند وجود ندارد.
در نظام آموزشي نيمه متمركز، نهاد آموزشي داراي تمامي اختيارات آموزشي نيست، بلكه در مواردي چون، محتواي مواد درسي، برنامه تحصيلي و برنامه زماني تدريس، استان ها از برخي اختيارات برخوردارند كه مبتني بر شرازط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي آنان مي باشد. به عبارت ديگر در نظام نيمه متمركز برخي ملاك ها به صورت متمركز و برخي ملاك ها به صورت غير متمركز انجام مي شود. اين نوع نظام آموزشي در كشورهايي ديده مي شود كه سعي در تمركز زدايي آموزشي دارند و به همين منظور درصدند نحوه عملكردشان را به گونه اي تغيير دهند كه هر چه بشتر به سمت تمركززدايي نظام آموزشي خود پيش روند.
و بالاخره در نظام آموزشي غير متمركز، به تفاوت هاي فردي به خصوص به ماهيت استعدادها، علائق و توانايي هاي يادگيرنده توجه كافي مي شود. در اين نظام يادگيرنده و ياددهنده، طراحان و مجريان اصلي و حقيقي يك برنامه آموزشي اند و ناشران حصوصي با توجه به راهنماي برنامه درسي كه وزارت آموزش و پرورش منتشر كرده است ( اين راهنما شامل فلسفه اهداف برنامه، برنامه درسي، بودجه بندي زماني براي تدريس موضوع، مثال هاي مربوط و ميزان يادگيري قابل انتظار است.) اقدام به تهيه كتاب هاي درسي مي كنند و ناحيه هاي مختلف آموزشي، متناسب با ذوق و علاقه و نيازهاي خود، كتابه هاي درسي مي كنند و ناحيه هاي مختلف آموزشي، متناسب با ذوق و علاقه و نيازهاي خود، كتاب هاي درسي مي كنند و ناحيه هاي مختلف آموزشي، متناسب با ذوق و علاقه و نيازهاي خود، كتاب هاي مناسب را انتخاب مي كنند و به مدارس معرفي مي نمايند. البته هر مدرسه در نظام برنامه ريزي آموزشي غير متمركز به خاطر عدم تمركز احتياج بيشتري به هماهنگي فعاليت هاي آموزشي در راه تحقق بخشيدن به هدف هاي كلي جامعه موجود است ولي اين احتياج باعث نمي شود كه مدارس در راه رسيدن به هر يك از اين هدف ها در قالب هاي مشخص، محدود و محصور شوند. بلكه به آنها اين امكان را مي دهد كه با توجه به شرايط، امكانات و احتياجات محلي و امكانات و منابع مالي و انساني راه تحقق بخشيدن به آن، هدف ها را خود انتخاب و دنبال كند.
 
4-  چگونگي اجراي طرح نظام هاي سه گانة برنامه ريزي درسي(متمركز، نيمه متمركزوغير متمركز)
در اين طرح كل كشور وبه موازات آن هر يك از استانهاي كشور را مي توان بر حسب ميزان توسعه يافتگي به سه منطقه تقسيم كرد.
 
الف) منطقه (1)
نقاطي كه نسبت به ساير مناطق از ميزان توسعه يافتگي بيشتري در زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، علمي وآموزشي و... برخوردارند، هم چنين در حوزة برنامه ريزي درسي به دليل تمركز امكاناتي هم چون اساتيد ومعلمان مجرب، مديران توانمند، والدين باسواد، منابع مالي و آموزشي مطلوب، ميتوان نظام برنامه ريزي غيرمتمركز را اجرا كرد. زيرا در اين مناطق، زمينة مشاركت افراد آگاه در امر آموزش وپرورش فراهم مي گردد ودر نتيجه ابتكار وخلاقيت در برنامه هاي درسي جاي خود را پيدا ميكند و نوعي دموكراسي آموزشي در نظام
برنامه ريزي درسي به وجود مي آيد.علاوه بر اين، طبق مدل شورت وزابار، معلمين اين منطقه در عين حفظ وحدت ملي مي توانند بدون نظارت مركز وصرفاًبا مشاركت والدين وخود دانش آموزان نسبت به تدوين               برنامه هاي درسي مورد نياز اقدام نمايند. در اين نظام به معلم صالح وشايسته وآزموده بايد اختيار داد كه هر چه را خود مقتضي دانست،خود اجراكند. چنين معلمي است كه در مقابله با پراكندگي مسألة تربيت و ويژگي هاي گوناگون كودكان و نوجوانان كه هر يك مستلزم اعمال روش خاصي است درمانده نخواهد بود وناتواني نشان نخواهد داد. دخالت مردم وعوامل محلي در امر آموزش وپرورش رسالت مدرسه را به صورت يك كوشش جمعي و همگاني شكل ميدهد واز انزواي مدرسه و محصور ماندن آن در قالبي تصنعي ونظري مي كاهد (معيري،1382).
 
 
 
 
ب) منطقه (2):
نقاطي كه نسبت به مناطق توسعه يافته از امكانات وتوانمندي هاي علمي، آموزشي، فرهنگي، اجتماعي واقتصادي در سطح متوسطي قرار دارند. در اين مناطق مي توان با توجه به شرايط خاص آن، نظام برنامه ريزي درسي نيمه متمركز را
اجرا كرد. همچنين، در اين نظام معلم، مجري فعالي است كه ضمن اجراي دستورات ابلاغ شده ازمركز،خود نيز بنا به اختياراتي كه به اوداده شده،تغييرات جزيي متناسب با شرايط ونيازهاي آن منطقه در   برنامه ها اعمال مي نمايد.
 
ج) منطقه (3):
در اين منطقه كه از لحاظ امكانات آموزشي،علمي،فرهنگي،اجتماعي واقتصادي در پايين ترين سطح قرار دارد ويا به عبارتي منطقة محروم ناميده ميشود، اجراي شيوة برنامه ريزي متمركز براي رفع كاستي ها وجلوگيري از تشديد محروميت ها در اين مناطق مفيد به نظر مي آيد. در اين مناطق دولت پس از نيازسنجي هاي دقيق، با فراهم آوردن امكانات ونظارت دقيق بر روند تدوين واجراي برنامه هاي درسي،كنترل نظام برنامه ريزي درسي اين مناطق را بر عهده مي گيرد. به علاوه، ميتواند با آسايش خاطر، وقت وهزينة بيشتري را صرف اين منطقه نموده
وميزان كارآيي علمي وآموزشي اين منطقه را بالا ببرد.
موضوع فوق بيانگر اجراي طرح نظام هاي سه گانه برنامه ريزي درسي در سطح كشور مي باشد:
در يك استان هم شرايط وامكانات از محدودهاي تا محدودة ديگر فرق ميكند. لذا با توجه به تفاوت هاي مناطق مختلف در يك استان هم مي توان الگوي سه گانه نظام برنامه ريزي درسي را در آن استان اجرا كرد.
همچنین نحوة اجراي طرح نظام هاي سه گانة برنامه ريزي درسي را در هر يك از مناطق استان تهران می باشد.
 
5- نتايج مثبت ومنفي احتمالي اجراي طرح نظامهاي سه گانة برنامه ريزي درسي در ايران
*نتايج مثبت اجراي نظام برنامه ريزي درسي غير متمركز در منطقة (1)
1- رشد هويت شخصي وگسترش تعلق گروهي.
2- رشد وشكوفايي خلاقيت، ابتكار ونوآوري.
3- استفاده بهينه از امكانات.
4- افزايش مشاركت وهمكاري مردم در امور آموزشي.
5- اجراي سيستم خود كنترلي.
نتايج منفي
1- ايجاد هرج ومرج وعدم توجه به نيازمندي هاي ملي.
2- ايجاد رقابت منفي.
*نتايج مثبت احتمالي اجراي نظام برنامه ريزي درسي نيمه متمركز در منطقة(2)
1-  مشاركت مردم ودولت به طور نسبي در امور آموزش وپرورش.
2- بالا بردن حس اعتماد به نفس در معلمان.
3- توجه به نيازمندي هاي محلي در چهارچوب نيازهاي ملي.
 
 
نتايج منفي
1- مشخص نبودن ميزان دخالت دولت مركزي ومسئولين محلي.
 
*نتايج مثبت احتمالي اجراي نظام برنامه ريزي درسي متمركز در منطقة (3)
1-  تأمين هزينه هاي آموزشي توسط دولت مركزي.
2- جلوگيري از تشديد محروميت وفقر علمي، آموزشي، فرهنگي واجتماعي.
3- بالا رفتن درجة كارايي از حيث استفاده از منابع مالي وانساني.
4- اجراي صحيح برنامه ها به واسطة نظارت دقيق دولت مركزي.
5- افزايش كيفيت برنامه هاي درسي به علت اجراي سر فصل هاي ابلاغ شده از مركز.
6- تشويق كادر آموزشي وايجار رقابت سالم در رسيدن به يك سيستم خود كنترلي.
نتايج منفي
1-كاهش روحية مشاركت جويي مردم منطقه در امر آموزش وپرورش.
 
 
 
 
 
 
 
مروري كوتاه بر وضعيت برنامه ريزي درسي ژاپن و انگلستان
وزارت آموزش و پرورش قانوناً مسئول تعلیم و تربیت مردم ژاپن است و در موارد زير راسا به صورت متمركز اقدام مي كند.
توسعه آموزش و پرورش –تدوين مقررات و ضوابط تاسيس و احداث موسسات آموزشي – استخدام كادر آموزشي و اداري ،تعيين محتوا و اجازه چاپ كتاب هاي درسي –صدور مجوز تاسيس دانشگاهها و موسسات آموزشي عالي – آموزشي بزرگسالان ،كتابخانه و موزه ها.
امور آموزشي و پرورشي در انگلستان به شيوه غير متمركز اداره مي شود .
اختيارات اداره امور تربيتي بين دستگاه مركزي آموزشي و پرورش ،مقامات محلي آموزش و پرورش و كادر آموزشي مدارس تقسيم شده است.
فلسفه اي كه روش اداره امور تربيتي در انگلستان بر آن استوار است از فلسفه اجتماعي و تربيتي اين جامعه نشات گرفته و عرصه را بر ابتكارات محلي و آزمايشهاي فردي باز گذاشته و امكان به كار گرفتن نيروهاي  محلي و بهره گيري از امكانات منطقه اي را ميسر ساخته  است و سازمانهاي تربيتي مناطق رااز بند كنترل شديد دستگاه  مركزي رها كرده است .
و نمايندگان منتخب مردم در كميته هاي آموزشي و پرورش در حل و فصل اموري چون تدوين برنامه هاي آموزشي ،تعيين محتواي درسي و استخدام معلمان و كادر اداري مهيا ساختن امكانات و تجهيزات آموزشي ،احداث مدارس و ميادين ورزشي به يكديگر و وزارت آموزش و پرورشي ياري مي رسانند.
محاسن و معايب شيوه متمركز و غير متمركز :
الف)بهره گيري از شيوه غير متمركز در اداره امور آموزشي در كشورهايي كه  هم اكنون به شيوه متمركز امور آموزش و پرورش خود را اداره مي كنند در صورتي ثمره دهند ه است كه سازمانهاي ديگر از جمله بهداشت ،سياست و اقتصاد نيز در اداره امور خويش به طور هماهنگ از اين شيوه استفاده كنند .
ب)اعمال روش عدم تمركز در كشورهايي كه به شيوه متمركز اداره مي شوند و قدرت بخشيدن به مقامات مركزي در كشورهايي كه به طريق غير متمركز اداره مي شوند دو گرايش محسوب مي شوند كه اين دو بيشتر مكمل يكديگرند تا متناقض همديگر.
 
 
 
 
 
6- نتيجه گيري
مناطق مختلف هر كشوري از لحاظ شرايط جغرافيايي وامكانات علمي، آموزشي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و... با هم تفاوت هايي دارند.لذا نمي توان در سطح يك كشور يك نظام برنامه ريزي درسي را براي كل مناطق در نظر گرفت.مثلاً اگر نظام برنامه ريزي درسي متمركز در كل كشور اجرا شود، به دليل اينكه دولت مجبور است براي تمامي مناطق هزينه هاي هنگفتي را متحمل گردد، ممكن است مناطق دورتر ومحروم كمتر مورد توجه قرار گيرند واز طرفي با پيشرفت روز افزون علم ودانش وبالا رفتن سطح فرهنگ جامعه، مشكلات اين مناطق تشديد گردد ومردم به دليل عدم آگاهي ونداشتن امكانات، ميل ورغبتي براي شركت در فعاليت هاي آموزشي فرزندان خود نداشته باشندودر مناظق متوسط هم، آن گونه كه بايد وشايد از امكانات موجود استفادة مطلوب به عمل نيايد. هم چنين، در مناطق توسعه يافته به دليل اينكه معلمان متخصص مجبور به اجراي بيچون وچراي برنامه ابلاغ شده از مركز هستند، ابتكار وخلاقيت آنان ناديده گرفته شده واز مشاركت افراد آگاه در تهيه وتدوين          برنامه ها عملاًجلوگيري مي شود. بنابراين، براي پيشگيري از اين گونه معضلات، اجراي طرح نظام هاي سه گانة برنامه ريزي درسي پيشنهاد شده است. اميد است كه با تأمل وتحقيق بيشتر در اين زمينه، كشورمان روزي شاهد رفع نارسايي هاي موجود در نظام برنامه ريزي درسي مناطق مختلف باشد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
منابع فارسي و انگليسي
1- تونز،د، (1372).خصوصي سازي در بخش آموزش عالي ،ترجمه هادي شيرازي بهشتي، فصلنامه تعلیم و تربیت، شماره 1 – 4، صص 183-201.
2-  شيرازي،علي، (1373). مديريت آموزشي، مشهد:جهاد دانشگاهي.
3- صافي، احمد،(1379). آموزش وپرورش ابتدايي، راهنمايي تحصيلي ومتوسطه، تهران: سمت.
4-  طوسي، محمد علي،(1350) آموزش وپرورش متمركز ونيمه متمركز، نشرية دانشكدة علوم تربیتی، شماره 2 – 3، صص 1-15
5- عسكريان،مصطفي، (1366). سازمان و مديريت آموزش وپرورش،تهران: اميركبير،چاپ سوم.
-6 فرجاد،محمد علي،( 1382 ). آموزش وپرروش تطبيقي، جلد اول ودوم، تهران :رشد،چاپ پنجم.
7-  فرجاد،محمد علي، (1379). اصول برنامه ريزي آموزشي ودرسي، تهران: الهام،چاپ دوم.
8-  معيري،محمد طاهر، (1382) مسايل آموزش وپرورش، تهران: امير كبير،چاپ سيزدهم.
9- موسي پور،نعمت الله(1382). مباني برنامه ريزي آموزش متوسطه، مشهد: به نشر.
10-  موسي پور،نعمت الله، (1371) بايدها ونبايدها در نظام برنامه ريزي درسي ايران.
11- مهر محمدي،محمود، (1381) برنامة درسي: نظرگاهها، رويكردها وچشم اندازها، مشهد: به نشر.
12- يارمحمديان، محمدحسين وهمكاران، (1381) امكان سنجي و راهكارهايي براي غيرمتمركز كردن نظام آموزشي وتفويض اختيارات، مجلة دانش وپژوهش، شمارة 13-14، صص 26 - 51
13. Alesina, Alberto. & Roberto Perotti. (1996). Income Distribution, Political Instability and Investment. European Economic Review. 40: 1203-1228.
14. Almond, G. & Verba. (1975). Civiv Calture. Priceton University Press.
15. Brian G. Dahlin. (2007). The Impact of Education on Economic Growth; Theory, Findings and Policy Implicatios.
 

به عنوان یک متخصص برنامه ریزی آموزشی چه آینده نگری در برنامه های آموزش و پرورش 1400 خواهید داشت .

بیان مساله :

آموزش و پرورش یکی از ارکان مهم توسعه کشورها می باشد چرا که هم تربیت نیروی انسانی برای تححقق اهداف را بر عهده دارد و هم در ایجاد فرهنگ نقش آفرینی می کند  ، در بسیاری از کشورهای جهان باتعیین چشم انداز در واقع مقصد را تعیین می نمایند برای دستیابی به چشم انداز اهداف مشخصی را در نظر می گیرند  اهدافی که در حوزه های اقتصادی ، علمی ، آموزشی ،اجتماعی ،فرهنگی و ..... و در جهت نیل به چشم انداز تنظیم می شود برای تحقق این اهداف باید مشخص نماییم که با چه استراتژی و اقداماتی ودر چه بازه زمانی قراراست مسیر توسعه را بپیماییم که در اصطلاح به آن  برنامه ریزی  می گویند از انجا که برنامه‌ریزی، فرایندی برای رسیدن به اهداف است. بسته به فعالیت‌ها، هر برنامه می‌تواند بلندمدت، میان‌مدت یا کوتاه‌مدت باشد. برنامه‌ریزی، مهمترین و کلیدی‌ترین  کار برای رشد و توسعه  است.

 برنامه‌ریزی یا طرح‌ریزی مراحلی داردکه  قالب تعاریف به موارد زیر اشاره می کنند :

  1. تدوین رسالت سازمان
  2. تعیین هدف، یافتن و ساختن راه وصول به آن، اهداف خرد و کلان
  3. ارزیابی فرصتها و تهدید ها و ضعف ها و قوت ها و تشخیص اینکه در کجا قرار داریم
  4. تدوین استراتژیها ، تجسم و طراحی وضعیت مطلوب در آینده و یافتن و ساختن راه‌ها و وسایلی که رسیدن به آن را فراهم کند
  5. اجرای استراتژی های  تصمیم‌گیری در موردبرنامه عملیاتی  اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد، طراحی عملیاتی که شیئی یا موضوعی را بر مبنای شیوه‌ای که از پیش تعریف شده، تغییر بدهد
  6. ارزیابی و بازخورد

بنا بر این برای مهم است که ما بدانیم قرار است به کجا و چگونه حرکت کنیم و ابزارها ، امکانات و کاستی ها کجاستد و برای آن آینده نگری کنیم

تدوین رسالت آموزش و پرورش : رسالت آموزش و پرورش بر اساس اسناد بالا دستی رسیدن به مراتبی از حیات طیبه است

اهداف آموزش و پرورش : تربیت انسانهای صالح و توسعه یافته در تمامی ابعاد تحت عنوان ساحتهای 6 گانه سند تحول بنیادین

 ۱- ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی  :– پذیرش آزادانه و آگاهانه دین اسلام – تلاش مداوم جهت ارتقای ابعاد معنوی وجودی خویش و دیگران از طریق برقراری ارتباط با خداوند (عبادت و تقید به احکام دینی) و دعوت سایرین به دینداری و اخلاق مداری – خود شناسی و دیگرشناسی برای پاسخ­گویی مسئولانه به نیازها، محدودیت­ها و پیشرفت ظرفیت­های وجودی خویش و دیگران.– تلاش پیوسته برای حضور مؤثر و سازنده دین و اخلاق در تمام ابعاد فردی و اجتماعی

۲- ساحت تربیت اقتصادی و حرفه­ای :– تدبیر امر معاش و زندگی اقتصادی با درک موقعیت اقتصادی خود و جامعه و تلاش برای بهبود پیوستۀ آن – درک و فهم مسائل اقتصادی خود و جامعه (در زمینه تاریخی، فرهنگی و اجتماعی – تلاش فردی و جمعی برای تحقق غنا، کفاف، عمران، رشد و استقلال اقتصادی، حفظ و پیشرفت ثروت ملی، افزایش بهره­وری، تأمین رفاه عمومی و بسط عدالت اقتصادی و شناسایی عوامل فقر، فساد و تبعیض و تلاش جهت مقابله با آن­ها در سطح ملی و جهانی در جهت تشکیل جامعۀ صالح و پیشرفت مداوم آن، براساس نظام معیار اسلامی 

۳- ساحت تربیت علمی و فناوری  :– شناخت و بهره­گیری از نتایج تجارب متراکم بشری در حوزۀ علم و فناوری براساس نظام معیار اسلامی – بهره­گیری و ارزیابی از یافته­های علمی و فناورانه و ایجاد خلاقیت و نوآوری در آن­ها جهت کشف صورت­های جدید واقعیت یا خلق روش­ها و ابزارهای نوین برای وصول به اهداف متعالی در چهارچوب نظام معیار اسلامی – برنامه­ریزی و اجرای آگاهانه فعالیت­های علمی پژوهشی برای دست­یابی خود و جامعه به آیندۀ مطلوب بر مبنای نظام معیار اسلامی – برقراری ارتباط سازنده با طبیعت از طریق شناخت و استفاده از طبیعت با هدف تکریم، تسخیر، آبادانی و آموختن از آن برای ایفای نقش سازنده در فعالیت­های علمی در سطح

۴- ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی  : باز شناسی، حفظ و اصلاح آداب، رسوم، هنجارها و ارزش­های جامعه در پرتو نظام معیار اسلامی– درک مناسب موقعیت اجتماعی و سیاسی خود و جامعه و مواجهۀ خردمندانه یا تحولات اجتماعی و سیاسی براساس نظام معیار اسلامی – توسعه آزادی و مرتبه وجودی خویش و دیگران در پرتو درک و اصلاح موقعیت اجتماعی خود و دیگران (اعضای خانواده، خویشاوندان، دوستان، همسایگان، همکاران و همشهریان و هموطنان و( … ) – برقراري رابطة سازنده و مناسب با ايشان بر اساس نظام معيار اسلامي و كسب صفاتي جمعي نظير احسان، مهرورزي، انصاف، خيرخواهي، بردباري، وفاق، همدلي و مسالمت‌جويي – آمادگی جهت تشکیل خانواده و حفظ و تداوم آن به مثابۀ مهم­ترین نهاد تحقق بخش جامعۀ صالح براساس ارزش­های نظام معیار اسلامی – تعامل شایسته با نهاد دولت و سایر نهادهای مدنی و سیاسی و کسب شایستگی­هایی نظیر رعایت قانون، مسئولیت­پذیری، مشارکت اجتماعی و سیاسی و پاسداشت ارزش­های اجتماعی در جهت شکل‌گیری جامعۀ صالح و پیشرفت مداوم آن براساس نظام معیار اسلامی– بازشناسی فرهنگ و تمدن اسلامی – مشارکت جمعی مؤثر در حیات اجتماعی و سیاسی با رعایت اصول حق­طلبی، حفظ کرامت و عزت، ظلم ستیزی، عدالت­خواهی.

۵- ساحت تربیت زیستی و بدنی :– درک ویژگی­های زیستی خود و پاسخ­گویی مسئولانه به نیازهای جسمی و روانی خویش – تلاش پیوسته جهت حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران بر اساس نظام معیار اسلامی– بصیرت نسبت به سبک زندگی انتخاب شده و ارزیابی پیامدهای آن دربارۀ خود، جامعه و طبیعت براساس نظام معیار اسلامی– تلاش فردی و جمعی برای حفظ و ارتقای سلامت و ایمنی افراد جامعه در سطح محلی، ملی و جهانی براسای نظام معیار اسلامی– کوشش مداوم فردی و جمعی برای حفاظت از محیط زیست و احترام به طبیعت بر اساس نظام معیار اسلامی 

6-ساحت تربیت زیبایي شناختی و هنری :– درک معنای پدیده­ها و هدف رویدادهای طبیعت / هستی برای دست­یابی به درک کلی از جهان هستی و جایگاه خویش در آن بر اساس نظام معیار اسلامی – رمزگشایی و رمز گردانی از پدیده­های آشکار و پنهان طبیعت / هستی و ابراز آن به زبان هنری  - رک زیبایی­های جهان و آفرینش به منزلۀ مظاهر جمال و کمال الهی و ارتقای ذائقه زیباشناسانۀ خود – بهره­گیری از قدرت تخیل خود در خلق آثار هنری با هدف حفظ تعالی میراث هنری در سطح ملی و جهانی .

ارزیابی فرصتها و تهدید ها و ضعف ها و قوت ها و تشخیص اینکه در کجا قرار داریم

بررسی وضعیت موجودآموزش و پرورش در زیر نظامهای 6 گانه

رهبری و مدیریت ( نقاط ضعف): برنامه ریزی های آموزش و پرورش متمرکز است و آمایش منطقه ای و محلی در آن دیده نشده است - گسترش و تنوع مدارس خاص ضمن دور کردن آموزش و پرورش از عدالت آموزشی برنامه ریزی را به شدت مشکل می نماید

منابع انسانی (نقاط ضعف): منابع انسانی نزدیک به بازنشستگی و عدم استخدام نیروی انسانی و معلم به نسبت بازنشستگان و در واقع عدم تناسب ورودی و خروجی نیروی انسانی بیش از 30 درصد کلاسها با نیروی حق التدریس اداره می شود، عدم آموزش و تربیت مدیران در سطوح مختلف واینکه قالب مدیران با توجه به تجارب خود و نه با تخصص حرفه ای مشغول به فعالیت هستند ، انگیزه معلمان با توجه به پایین بودن حقوق رو به کاهش است

بر نامه درسی (نقاط ضعف): کتابهای درسی بر مبنای برنامه درسی ملی نیست  و ضمن داشتن حجم و محتوای بسیار زیاد ،دانش آموزان را برای زندگی آماده نمی کند و با دنیای واقعی دانش آموزان مرتبط نیست

فضا ،تجهیزات و فناوری (نقاط ضعف): بودجه مناسب برای امور پژوهشی در نظر گرفته نشده است ، فضاهای آموزشی قالبا عمر بالایی دارند و مناسب برای آموزش نیستندو قالبا برای آزمایشگاه و کارگاه فضای مناسب ندارند

منابع مالی ( نقاط ضعف): بودجه محدود بطوری که قالب بودجه آنحدود 97 درصد صرف حقوق می شود

پژوهش و ارزشیابی (نقاط ضعف): ارزشیابی محفوضات محور است و صرفا به نمرات و کمیتها می پردازد و توجه عمده ای به کیفیت ندارد ف هدف گذاری دانش آموزان و فرهنگ خانواده ها بر اساس رقابت فردی برای ورود به دانشگاه و کنکور است، استعداد یابی و توجه به تفاوتهای فردی کاملا نادیده گرفته شده

تدوین استراتژیها ، تجسم و طراحی وضعیت مطلوب در آینده

پیش بینی  وضعیت مطلوب آموزش و پرورش در زیر نظامهای 6 گانه

رهبری و مدیریت: برنامه ریزی های آموزش و پرورش از متمرکز به غیر متمرکز و یا نیمه متمرکزشود ، آمایش منطقه ای و محلی در آن دیده شود - عدالت آموزشی  و یکی شدن مدارس انجام و تنوع مدارس خاص کاهش یابد 

منابع انسانی( نقاط ضعف): نیروی انسانی مناسب تربیت و استخدام شود خصوصا برای پستهای مدیریتی  ،ارتقای وضعیت حقوق و رضایت مندی نیروی انسانی و معیشت آنها مورد توجه قرار گیرد

بر نامه درسی (نقاط ضعف): کتابهای درسی بر مبنای برنامه درسی ملی و بر مبنای دنیای واقعی طراحی و تنظیم شود به صورتی که  ،دانش آموزان را برای زندگی آماده  کند

فضا ،تجهیزات و فناوری (نقاط ضعف): بودجه مناسب برای امور پژوهشی در نظر گرفته شود ،باز سازی  فضاهای آموزشی در دستور کار قرار گیرد .

منابع مالی ( نقاط ضعف): بودجه مناسب برای پوشش همه  فعالیتهای آموزش و پرورش دیده شود

پژوهش و ارزشیابی (نقاط ضعف): ارزشیابی کیفی در دستور کار و یاد گیری سطوح بالاتر از دانش مد نظر قرار گیرد و برنامه های مناسب برای  استعداد یابی و توجه به تفاوتهای فردی لحاظ شود .

اجرای استراتژی های  تصمیم‌گیری در موردبرنامه عملیاتی  

استراتژی های مورد نیاز :

بالابردن قدرت چانه زنی در سطوح بالای سیاستگذاری کشور مثل مجلس و دولت برای آشنا کردن آنها با اهمیت آموزش و پرورش و نقش آن در توسعه و قانع کردن آنها برای بازنگری در سیاستهای تامین بودجه و تخصیص درصد بیشتری از درآمد کشور به آموزش و پرورش

توجه به تامین نیروی انسانی کیفی و انجام آموزش های بدو ورود و ضمن خدمت و آموزش های مهارتهای تخصصی و حرفه ای آنهاو بکار گیری انسانهای خلاق و منعطف که تسلط بر روشهای تدریس پیشرفته داشته باشند ( روش تدریس معکوس )

ایجاد ارتباط های بین سازمانی برای مشارکت فکری و . . . . .در تدوین برنامه ها ( کار تیمی با سازمانهای اجتماعی و شهری )

بازنگری در تالیف کتب درسی با رویکرد کاهش حجم کتابها ، بروز سازی و مطابق با فناوری های جدید و تهیه راهبر های متفاوت برای شناخت و بارور سازی استعداد های دانش آموزان

توجه به نقش پژوهشی و افزایش پژوهش سرا های دانش آموزی با رویکرد گسترش مهارت آموزی و کار آفرینی و محوریت آینده پژوهی و آینده نگری در واقه پژوهش سرا ها باید الگو ساز و مسیر یاب تربیت اینده سازان و دانش آموزان باشد و بتواند ایده ها را به پدیده تبدیل کند

توجه به هنرستانهای فنی و حرفه ای و کار دانش برای تربیت تکنسینهای توانمند و خلاق برای توانایی تولید و ایجاد کار و فعالیتی که تولید ثروت نماید

ایحاد یک مرکز مطالعات علمی و فناوری برای پی گیری  فناوریهای روز دنیا ، رسد پیشرفتهای علمی جهان ،دریافت باز خورد مداوم در خصوص عملکرد آموزش و پرورش و بهبود فرآیند از طریق دریافت نقطه نظرات اندیشمندان ،جامعه ،کار کنان و دانش آموزان و مقایسه مداوم فعالیتها با کشور های پیشرفته و توسعه یافته موفق و الگو برداری ازآنها البته بصورت بومی سازی شده .

تغییر شرایط ورود به دانشگاه از امتحان کنکور به فعالتهای فرآیندی طول دوره تحصیلی ، تاکید بر ایجاد محیط های شاد و مفرح آموزشی در مدارس با تغییر محیطهای یادگیری در دانشگاهها، کارخانجات ، سازمنهای دانش بنیان و . . . . . .

تنظیم برنامه های پیشگیرانه آسیبهای اجتماعی  با توجه به  عصر ارتباطات و امکانات متعدد برای ایجاد انحراف در دانش آموزان ، با توجه ویزه به مهارتهای اجتماعی فبالا بردن اعتقادات و باور های دینی دانش آموزان با برگزاری نشستهای تخصصی با فرهیختگان و نخبگان در همه سطوح کار کنان ،معلمان ف دانش آموزان و اولیا

افزایش دسترسی و سرعت اینترنت بعنوان یکی از منابع علمی و دریافت مقالات علمی و توجه ویژه به هوشمند سازی  و تولید محتوای الکترونیکی برای یادگیری عمیق تر و ماندگار تر و نهایتا ایجاد تغییر رفتار  .

تربیت دانش آموزان با توانایی تغییر ،مسولیت پذیر ، خود کنترل ومعتقدو با ایمان با  رشد و توسعه همه ابعاد شخصیتی و استعداد ها با هدایت تحصیلی مناسب و توجه به مطالب آموزشی فوق برنامه با رویکرد محیط زیست ، زیبایی و هنر ، اقتصاد حرفه ای ، کار آفرینی و اشتغال ، تسلط بر کامپیوتر و زبان ،  اخلاق انسانی و دینی

ارزیابی و بازخورد

هر سازمانی برای پیشرفت و ارتقانیاز به کنترل و هدایت دارد بهترین سیستم کنترل خود کنترلی است و بهترین هدایت برا اساس آگاهیهای واقعی از نگرشها وعملکرد ها واقع می شود در این موضوع برای در یافت اطلاعات صحیح می بایست بر اساس الگو و نظریه های اجرا شده موفق اقدام کرد .بکار گیری روش EFQM یا همان مدیریت کیفیت می تواند کمک نماید چرا که در این سیستم با استفاده از باز خورد های گرفته شده از نتایج مشترین ،نتایج کار کنان ،نتایج جامعه و نتایج کلی عملکردی مورد مطالعه قرار می گیرد و می تواند رهنمای خوبی در ابعاد مختلف باشد

نتیجه گیری

آینده نگری آموزش و پرورش موضوعی است که مورد مطالعه قرار می گیرد و پیشنهاداتی برای آن متصور هستیم مثل جهانی شدن و بین المللی شدن ،کار آفرینی ، توسعه ، نگهداشت محیط زیست و . . . .اما سه  موضوع  در این آینده نگری اهمیت ویژه ای دارد اول اینکه بر نامه ریزان از الگو های موفق استفاده کنند و برنامه های آنها را بومی سازی  نمایند دوم اینکه عملگرایی ملاک دستیابی به موفقیت است و هر برنامه ای هرچقدر هم خوب نوشته شود اما قابلیت عملیاتی شدن آن ایجاد نشود نمی تواند به تغییر و تحول منجر شود سوم اینکه جها به سرعت به سمت تخصصی و منطقه ای شدن پیش می رود و توجه به بوم شناسی و آمایش منطقه ای و محلی برای تحقق اهداف و چشم اندازها بسیار مهم است

امید که آموزش و پرورش کشورمان با کمک گرفتن از نظریه پردازان و متحصصان علمی و دانشگاهی  ، افراد با تجربه و مشارکت تمامی سطح بتواند هدف گذاری های مد نط را اجرایی نماید و در آینده ای نزدیک شاهد خلق زیبایی هادر عرصه های مختلف  اقتصادی ،اجتماعی  ، فرهنگی ، سیاسی و . . . باشیم و سایر کشور ها از ما بعنوان یک الگوی موفق یاد کنند .

کدامیک از پیشرفتهای علمی بیشترین تاثیر را بر تداوم زندگی روی زمین حتی فراتر از 25 سال آینده دارند

سالهای سال است دانشمندان ، متفکران وبرنامه ریزان و حتی  مردم عادی در این فکر هستند که  آیا می توانند زمانی را تصور کنندکه  در اینده محقق خواهد شد .

اگرچه پیدا کردن پاسخ این سوال تا حدودی قابل حدس و گمان است لیکن در چند موضوع  و محور امکان پذیر نبوده و یا با در صد پایینی قابل پیش بینی است  خصوصا در این عصر که سرعت تحولات علمی و تحقیقی بشر بسیار بسیار سریعتر از آنچه در فکر بسیاری از افراد قرار دارد می باشد . امروز عصر ارتباطات ، عصر تکنولوژی دیجیتالی ،عصر اینترنت ، عصر تجارت الکترونیک و عصر فضای مجازی ،عصر سرعت است . به شکلی که تحولات اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی در زمان  خیلی کوتاهی در سطح جهان منتشر می  شود.

برای تشخیص اینکه کدامیک از پیشرفتهای علمی بیشترین تاثیر را بر تداوم زندگی روی زمین برای پس از 25 سال اینده را دارد باید ابتدا نگاهی موضوعات زیر داشست تا بتوان به تشخیص صحیح تری در این خصوص دست یافت

1-    تا کنون بیشترین فعالیتهای بشر در چه زمینه هایی انجام شده ؟

انسان‌ها موجودات باهوش و مبتکری هستند. باوجود این که ما در مقایسه با عمر ۵٫۴ میلیارد ساله زمین برای مدت زمان نسبتاً کوتاهی روی این سیاره بوده‌ایم، اما اختراعات عجیب و گاه دور از انتظاری داشته‌ایم. از زمانی‌که بشر از یک سنگ اولین ابزار لبه تیز را ساخت تا آغاز به کار چرخ و توسعه مریخ‌نوردها و اینترنت، چندین پیشرفت کلیدی به‌عنوان انقلاب در نظر گرفته می‌شوند.برخی از  مهمترین اختراعات بشر درتمام دوران‌ها و با علم نهفته دراین اختراعات و چگونگی شکل‌گیری آن‌هابه شرح زیر است.

مهمترین اختراعات بشر درطول تاریخ:سیستم یکپاچه جهانی:اینترنت-تکنولوژی و رفاه:لامپ-ارتباطات:تلفن -صنعت حمل و نقل :موتور احتراق داخلی -فرهنگ و جمع آوری مستندات علمی: ماشین چاپ-جهان گردی وکشف سرزمینها و دریا نوردی :قطب‌نما -  صنعت : میخ و چرخ-     پزشکی :پنی‌سیلین

 

2-    علاقه بشر در زندگی آینده به چه مواردی است ؟

کشف ناشناخته ها ، علوم ژنتیک و پزشکی ،تکنولوژی صنعتی پیشرفته ،فضا نوردی ،ارتباطات ماهواره ای ،حفظ محیط زیست ، تولید انرژی پاک

3-    نیازهای آینده نسل بشربر اساس آمایش سرزمینی چیست و به دنبال حل چه مسائلی می باشد؟

رفع نیازهای فیزیولوژیک ، معالجه بیماری ها ، بکار گیری علم در رفع معلولیتهای جسمی ، ایجاد درآمد و قدرت خرید ، پیش بینی بلایای طبیعی و محاسبات برای پیشگیری از آنها ، بیمه  و ...

4-    توانایی بشر در حل  مسائل تا چه حد است و به چه عواملی بستگی دارد ؟

بشر دارای  عمرو توانایی محدودی است و به همین لحاظ ممکن است دربرخی اکتشافات زمان بر یا در مقابل بلایای طبیعی نتواند به برنامه ریزی قاطعی دست یابد و اساسا شاید طبیعت قابل کنترل نباشد 

5-    کدامیک از تحولات گذشته در آینده نمی توانند نقش آفرینی کنند و به افول می روند ؟

بطور مشخص انسان در صورت عدم صدمه توسط خود، جنگهای هسته ای  و یا بلایای طبیعی مثل عصر یخبندان و نیرو های قهری طبیعت که باعث باز گشت به تکنولوژی آنالوگ می شود می تواند پیشرفتهای علمی را به گونه ای پیش ببرد که اثری از تکنولوژی امروز حتی تا 10 سال آینده نباشد همانطور که در برخی علوم هم اکنون نسبت به 20 سال پیش وجود دارد و تکنولوژی هایی که منسوخ شده اند مثل چراغهای نفتی ،تلفنهای عمومی و ....

6-    اعتقادات و ارزشهای انسانی و دینی چقدر و تاچه اندازه به بشر اجازه در نوردیدن مرزهای علم را می دهد؟

در بسیاری از ادیان الهی ممکن است اهدای اعضای بدن افراد و یا شبیه سازی انسانها و . . . . کاری غیر اخلاقی و غیر انسانی باشد و از آنها و حتی تحقیق در آن منع شرعی وجود داشته باشد و اینکه بشر قادر به انجام آنها باشد اما به لحاظ رعایت اصول انسانی از مباردت به آن امتناع نماید

7-     مسائل زیست محیطی و حوادث طبیعی چقدر قابل کنترل و برنامه ریزی هستند؟

در جهان امروز علی رغم قدرت پیش بینی و یا حتی پیشگیری از برخی حوادث طبیعی که وجود دارد اما در بسیاری از موارد هنوز ناکامی هایی وجود دارد و هیچ بعید نیست تغییرات ناگهانی آب و هوایی و .... نه تنها تکنولوژی و پیشرفتهای بشر را متوقف کند بلکه حتی تهدیدی برای نسل بشر و انقراض آن باشد لذا به نظر میرسد این موضوع می بایست یکی از اولویتهای بشر در آینده باشد

8-    چه کسانی  و با چه تفکراتی آینده جهان را رهبری می کنند؟

اینکه چه کسانی و با چه دیدگاههای رهبری جهان را در اختیار خواهند گرفت آیا قدرت دو یا سه قطبی بر جهان سلطه خواهد داشت یا خیر و در این صورت حکومتها چقدر استعماری عمل می کنند و تا چه اندازه به عدالت و احترام به انسانها معتقد باشند بسیار مهم است چون در غیر اینصورت مسبب در گیریها و عدم پیشرفت جامعه انسانی و ایجاد ناپایداری در رشد علم و تکنولوژی می باشند خصوصا اگر این نزاعهای سیاسی نرم و یا جنگهای گرم از سوی قطبهای قدرتمند اقتصادی ، سیاسی و نظامی باشد و اینکه رهبران حکومتها به دنبال خدمت باشند یا قدرت طلبی و استعمار برای جها ن بسیار تعیین کننده است اما به نظر می رسد با آگاهیهای فراگیر اجتماعی جها ن بیشتر به سمت کنترل جوامع پیش می رود  

9-    ایا سرعت تولید علم وتغییر به همین شکل خواهد بود یا با سرعتی به مراتب بیشتر و غیر قابل تصور خواهد شد؟

سرعت تولید علم در جهان باتوجه به مقالات علمی متعدد و تولیدات متنوع با سرعت فزاینده ای در حال رشد است اما در طول تاریخ در برخی از زمانها مثل انقلاب صنعتی تحولات بیشتری را داشته و این امکان نیز هست که در یک زمان کوتاه حتی سرعت این تحولات آنقدر فزاینده باشد که در طی یک دوره کوتاه مدت چند ساله به میزان چند برابر دوره های چند ده ساله رشد ایجاد شود  

10 –آیا پیشرفتهای بشر در عرصه های مختلف منجر به نابودی خودش نخواهد شد؟

اکنون همه‌ی ثروت در دست اقلیتی ممتاز جمع شده است. گزارش‌های متعددی نشان می‌دهدن که نیمی از ثروت دنیا در دست حدود یک درصد مردم جهان است. این تجمع ثروت در دستان اقلیتی محدود عواقبی دارد. نخست اینکه اکنون برای افراد خیلی ثروتمند، راه‌های خرج کردن پول زیاد است؛ در قرن نوزدهم این طور نبود. چیزهایی مثل قایق‌های تفریحی، خودروهای لوکس، جت‌های خصوصی و دیگری سرگرمی‌های جذاب گران‌قیمت در زمان فردی مثلا  «اندروکارنگی»  وجود نداشت. کارنگی سرمایه‌دار بزرگ اسکاتلندی بود که شرکت فولاد ایالات متحده را تاسیس کرد. البته این‌ سرگرمی‌ها چیزهای بدی نیستند ولی به هر حال کمکی به پیشرفت علم نمی‌کنند. در ضمن آن‌طور که اقتصاددان فرانسوی، ((توماس پیکتی))  می‌گوید، امروز بیش از هر زمان دیگر در طول تاریخ، پول می‌تواند پول تولید کند. وقتی ثروت می‌تواند تقریبا بدون انجام کار، افزایش پیدا کند، انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری در نوآوری باقی نمی‌ماند.و مهمتر اینکه اگر این قدرت در اختیار افراد قدرت طلب و جنگ افروز یا سو استفاده کنندگان از تکنو لوژی برای استثمار قرار گیرد واقعا برای نسل بشر خطر آفرین است

(( نتیجه ))

با توجه به بررسی های انجام شده بشر برای زندگی خود به دنبال بقا و طول عمر بیشتر و در نتیجه علوم پزشکی و بهداشتی و نانو،به دنبال رفاه وآسایش بیشتر علوم حوزه تکنولوژی صنعتی، ارتباط آسان تر علوم ارتباطات فضاهای  مجازی، کشف ناشناخته ها و علوم فضایی و نجوم و شاید رشته های قابل پیش بینی دانشگاهی زیر مبین پایداری برای زندگی روی زمین دانست  ، کودکان نسلهاي جديد بايد مشاغلي متناسب با آينده‌اي که پدران و مادرانشان در حال ساخت آن هستند، انتخاب کنند، شغلي متناسب با پيشرفتهاي فضايي، پزشکي، رايانه‌اي و مهندسي. براي مثال “طراحي اندامهاي بدن” يکي از مشاغلي است که در آينده‌اي نه چندان دور و با پيشرفت رو به رشد و لحظه به لحظه دانش سلولهاي بنيادين به زودي به مشاغل پر طرفدار تبديل خواهد شد.

به ياد داريد در زمان کودکي چند بار از شما پرسيده شده “دوست داريد چکاره شويد؟” و به ياد داريد چند بار شغل مورد علاقه خود را تغيير داده ايد؟ پزشک، خلبان و مهندس شغلهاي محبوب زمان کودکي هستند اما ديگر دوران انتخاب اين نوع مشاغل کليشه‌اي به پايان رسيده است. کودکان نسلهاي جديد بايد مشاغلي متناسب با آينده‌اي که پدران و مادرانشان در حال ساخت آن هستند، انتخاب کنند، شغلي متناسب با پيشرفتهاي فضايي، پزشکي، رايانه‌اي و مهندسي. براي مثال “طراحي اندامهاي بدن” يکي از مشاغلي است که در آينده‌اي نه چندان دور و با پيشرفت رو به رشد و لحظه به لحظه دانش سلولهاي بنيادين به زودي به مشاغل پر طرفدار تبديل خواهد شد.شايد بخواهيد نگاهي به ليست مشاغلي که در آينده از بازار کاري داغي برخوردار خواهند بود، بياندازيد:

خلبان فضايي
شغل: خلباني و راندن شاتلهاي فضايي به ميان فضا
گرايش: شرکت Virgin Galactic در نظر دارد اولين پرواز توريستي فرامداري خود را تا سال 2012 و با بليطهاي 200 هزار دلاري آغاز کند. با وجود رقابتي که ميان شرکتهاي مختلف وجود دارد، اين قيمت به زودي کاهش پيدا خواهد کرد به اندازه‌اي که امکان پرواز روزانه شاتلها با هدف توريسم، معدن يابي و تحقيقات علمي به فضاي خارج به سوي ماه و اخترواره‌ها به وجود خواهد آمد. در اين شرايط خلبانهاي تجاري فضايي به شدت محبوب و مشهور خواهند شد.
تحصيلات: مدرسه هوانوردي يا نيروي هوايي. همچنين به لابراتوار زير آبي شبيه ساز فضا در ناسا نيز سري بزنيد.
مهندس مهاجرت حيوانات
شغل: ايجاد زيستگاه‌هاي جديد براي جانداران
گرايش: در حال حاضر بسياري از زيستگاه‌ها با سرعتي بيشتر از مدت زمان مورد نياز براي تکامل يک گونه زيستي در حال تخريبند. اما انتقال دادن جانداران به زيستگاه‌هاي جديد مي‌تواند آنها را نجات دهد. پس از تصميم گيري براي نوع زيستگاه هر يک از گونه ها، براي انتقال جانداران به يک طرح مهاجرتي برنامه ريزي شده نياز است، نه اينکه يک جفت از هر جانداري را در گوشه‌اي از جهان رها کرد تا زندگي کنند. براي مثال فعالان زيست محيطي که به تازگي زيستگاه جديدي براي پروانه‌ها يافته و آنها را انتقال داده اند از تصاوير هوايي و بررسي نقشه‌هاي محلي به منظور انتخاب منطقه‌اي بر اساس استاندارد زندگي اين حشرات حساس استفاده کرده اند.
تحصيلات: ورود به گروه‌هايي مانند “سازمان دهندگان مهاجرت جانداران”.
التيام دهنده جنين
شغل: درمان اختلالات جسمي قبل از تولد
گرايش: روزگاري بود که در آن جراحي جنين کاملا غير قابل تصور بود. اکنون پزشکان مي‌توانند اختلالات ستون فقرات را در جنين‌ها با جراحي ترميم کنند و از سويي ديگر دانشمندان مشغول آزمايش بر روي شيوه‌هاي درماني سلول‌هاي بنيادين و ژنتيکي در موشهاي باردار هستند. به زودي راه اندازي بانکهاي دي ان‌اي مربوط به بيماري‌هاي کودکان مي‌تواند به درمان بيماري‌هايي مانند سرطان، اوتيسم و ديابت در رحم مادر کمک کند.
تحصيلات: حضور در مراکز رو به رشد درمانهاي جنيني مانند بيمارستان کودکان در فيلادلفيا يا بوستون.
پيشگوي همه کاره
شغل: تحليل داده‌ها براي پيش بيني آينده

گرايش: شوراي کار آمريکا تخمين زده است که تا سال 2018 تعداد دانشجويان شاغل 20 درصد افزايش پيدا خواهد کرد. با در نظر گرفتن رشد اطلاعاتي، افزايش بارگذاري اطلاعات اينترنتي و گسترش بيلبوردهاي تبليغاتي با توانايي تشخيص چهره، نياز به افرادي که بتوانند شيوه انتقال اطلاعات مختلف را براي تاثيرگذاري بيشتر انتخاب کنند به وجود خواهد آمد. تجارتهاي مختلف به چنين تحليلهاي اطلاعاتي نيازمند خواهند شد. داده‌هاي خام به مواد اوليه ضروري و تحليلگر اين داده‌ها به سهامداران اطلاعاتي تبديل خواهند شد که حقوق انحصاري تجارتهاي مختلف را در ازاي سهام داده‌ها مبادله خواهند کرد.
تحصيلات: علوم رايانه‌اي يا آمار و سپس حضور در رشته‌هاي تخصصي پيش بيني دانشگاهي
طراح اندامهاي بدن
شغل: ساخت اندامهاي بدن
گرايش: در آمريکا هر 90 دقيقه يک نفر در انتظار دريافت اندام پيوندي جان خود را از دست مي‌دهد. با توجه به دو برابر شدن جمعيت چنين کشوري تا سال 2050، بايد انتظار مشکلات بيشتري را در زمينه کمبود اندامهاي داخلي بدن داشت. تا سال آينده شرکتي مانند شرکت tengion اندامهاي ساده‌اي مانند مثانه را به صورت تجاري ارائه خواهد کرد. اما هنوز مشکلاتي بر سر راه ساخت اندامهاي پيچيده تري مانند کليه و قلب از سلولهاي بدن خود بيمار وجود دارد.
تحصيلات: حضور دررشته مهندسي بيولوژيکي به منظوررشد وساخت اندامها و نسوج طبيعي بدن در آزمايشگاه ها.
متخصص تعامل انسانها و روباتها
شغل: کمک به انسانها و روباتها تا با يکديگر کنار بيايند.
گرايش: روباتهاي پرستار زماني که نتوانند نيشخند بيمار خود را درک کنند قادر به کمک کردن به او نخواهند بود. نياز به روباتهاي کارگر هوشمند به منظور اطمينان از عملکرد بي نقص آنها در جهان انسانها، به شدت احساس مي‌شود و پس از خلق چنين روباتهايي بايد به آنها و به انسانها کمک کرد تا با يکديگر کنار بيايند. از آنجايي که توليد گسترده چنين روباتهايي مي‌تواند منجر به محدود شدن روابط انسانها با يکديگر شود، به افراد متخصصي نياز پيدا خواهد شد تا بتوانند توانايي‌هاي اجتماعي و روباتيک انسانها را بهبود بخشيده و ترميم کنند.
تحصيلات: تحصيل در رشته هوش مصنوعي در دانشگاهي مانند MIT، کارنگي ملون يا استنفورد.
نگهبان جهان
شغل: ديدن همه چيز با کمک ماهواره ها
گرايش: در حال حاضر ماهواره‌هاي چند طيفي مي‌توانند شهرهاي باستاني و مدفون شده را کشف کنند و يا تاثير حرارت، جمعيت و يا پوشش‌هاي زميني را بر گسترش بيماري‌ها رديابي کنند. با بهبود يافتن تصوير برداري ماهواره اي، فضانوردان بيشتري قادر خواهند بود با ابزاري قدرتمند و دقيق مشابه گوگل ارث به زمين نگاه کنند.
تحصيلات: باستان شناسي يا فيزيک زمين شناسي و تصويربرداري زميني در دانشگاه ويسکونزين
معمار کيهاني
شغل: ساخت پايگاه‌هاي فضايي
گرايش: اوباما گفته است فضانوردان تا سال 2025 به يک اخترواره خواهند رسيد. بر اين اساس به زودي امکان استخراج فلزهاي ارزشمند از دل مريخ و ساخت توقف گاه‌هايي در اين سياره به وجود خواهد آمد؛ پروژه‌هايي که نيازمند ساختمانها و ابزار نقليه با توانايي فعاليت در حرارت زير صفر و تابشهاي شديد کيهاني خواهند بود. يافتن روشهايي براي زنده نگه داشتن انسانها در چنين شرايطي مي‌تواند به زمينيان نيز کمک کند.
تحصيلات: کسب درجه دکتري در رشته معماري فضايي که در حال حاضر تنها در دانشگاه هوستون تدريس مي‌شود.
متخصص و کارگر گداخت هسته‌اي
شغل: راه اندازي رآکتورهاي گداخت هسته اي
گرايش: زماني که در سال 2019 پروژه ITER در فرانسه راه اندازي شود، اولين رآکتور حرارتي با امکان ذوب کردن هسته اتمها براي ايجاد انرژي محض خواهد بود. در صورت عملي شدن اين پروژه در حدود پنج نيروگاه اينچنيني قادر خواهند بود انرژي مورد نياز شهر نيويورک را در پر مصرف ترين ساعات تامين کنند و به اين شکل مشاغل در زمينه گداخت هسته‌اي افزايش يافته و مشاغلي مانند فيزيکدان تشخيصي گسترش خواهند يافت.
تحصيلات: دوره تابستاني Burning Plasma ITER در آمريکا را بررسي کنيد.
هکر افکار
شغل: خواندن افکار ديگران
گرايش: سال گذشته براي اولين بار درخواست معرفي اسکن دروغ سنج MRI به عنوان شاهد يک پروند ارائه شد. با وجود رد شدن اين درخواست به دليل پشتيباني ضعيف علمي، تکنيکهاي ذهن خواني رو به رشد گذاشته اند. دانشمندان در دانشگاه برکلي اکنون به راحتي مي‌توانند با اسکن کردن ذهن، آنچه فرد مي‌بيند را بازسازي کنند و در ادامه خاطرات، روياها و افکار قابل بازسازي خواهند بود. سطوح تعاملي مغز و رايانه نيز در دست تکميل قرار دارند و در اين شرايط زمينه‌هاي تحقيقاتي از قبيل روان درماني نيازمند متخصصاني خواهد بود که قادرند ذهن را بخوانند.
تحصيلات: عصب شناسي و علوم رايانه‌اي در کنار هم

 

مهمترین تکنولوژی های آینده معرفی می گردد

پیشرفتهای علمی تاثیر گذار بر زندگی در آینده

لنز هوشمند گوگل که در چشم تزریق می‌شود - اینترنت اشیا : اتصال همه وسایل خانه و اداره به اینترنت اَبَرداده و یادگیری ماشینی یا رباتها ی هوشمند  - هم‌جوشی هسته‌ای همان واکنشی است که انرژی خورشید را تولید می‌کند  -  خودروهای بدون راننده  - پرینت سه‌بعدی هر چه احتیاج داشته باشیم را با پرینت سه‌بعدی به دست می‌آوریم  - واقعیت مجازی امروزه بیشتر در بازی‌ها استفاده می‌شوند اما در آینده درنحوه ارتباطات مردم خواهندشد - ژنومیک:ژنومیک یک شاخه علمی نسبتا جدید است و آثار آن را در آیندهٔ تکنولوژی خواهیم دید  -نانوتکنولوژی  - گرافن : سوختی هیدروژنی کارآمدترومی‌تواند خودش را ترمیم کند، نازک‌ترین و سبک‌ترین ماده است – زندگی در مریخ - برق بی‌سیم  - بلاکچین و ارزهای دیجیتال

مهم :همه این موارد در سابه توجه به علم و آموزش در مدارس و دانشگاهها میسر است لذا آنچه می تواند بر زندگی بشر در آینده تاثیر گذار باشد آموزش آموزش و آموزش است .

 

معنا دار کردن مواد   درسی از طریق حل مساله ، انجام پروژه  ها   و شبیه سازی      

عنوان : معنا دار کردن مواد   درسی از طریق حل مساله ، انجام پروژه  ها   و شبیه سازی                                         

استاد : جناب آقای دکتر   بختیاری

تهیه کننده : حمید رضا   مولایی دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی آموزشی 

 

 

مقدمه: معنا   دار کردن مواد درسی از طریق حل مساله ، انجام پروژه  ها و شبیه سازی  باعث    تطبیق آموزش با نحوه یادگیری بهتر مغز می باشد ، پژو هشگران معتقدند که   هر کاری در مدرسه و کلاس باید بر اساس دانش ما در باره روش یادگیری مغز استوار   باشد لذا در این مقاله در این خصوص به این مقوله می پردازیم

 

 

تا چند سال اخیر اطلاعات اندکی   در باره اسرار مغز وجود داشت  ولی در حال   حاضر علوم مختلفی که به بررسی عملکرد مغز پرداخته اند، به ما آگاههیا زیادی داده   است که می توان از آنها در درک فرایند یادگیری  استفاده کرد همچنین این آگاهی ها  مبنای خوبی برای تصمیم گیری های آموزشی  می باشند در این مقاله می خواهیم به مواد درسی   بر اساس ارتباط یا معنای آن برای دانش آموزان بپردازیم محققان از تحقیقات روی   مغز دریافتند که مغز یک دستکاه الگو خواه است که به دنبال معناست و یادگیری ،   بنا براین مفید ترین و کارآمد ترین مواد درسی برای معلمان چیزی است که برای   معلمان و شاگردان روشن می کند که این مفاهیم که باید یاد گرفته شوند، چه هستند و   این آموخته ها در دنیای واقعی چگونه مورد استفاده قرار می گیرند ،لذا براین اساس   معلمان باید روشهایی را انتخاب کنند که به دانش آموز ان در یاد گیری مفاهیم   گسترده ای که در محیط مرتبط وجود دارند کمک کنند و این مهم در سه سطح آموزش  امکان پذیر است

1-تجربه عینی  تجربه های مکرر واقعی

2-یاد گیری نمادین و یا سمبلیک

3- یادگیری نظری

 

در این سه سطح جهت سالهای تحصیلی   دوره های مختلف  می توان روشهای متعدد   بکار گرفت همچون در گیر کردن دانش آموزان در حل مشکلات زندگی واقعی –جمع آوری   اطلاعات –استفاده از پروژه ها برای افزایش معنا و انگیزه –شبیه سازی و   ایفای نقش ،عناصر معنا ساز

                                                                                                    

 

نتیجه :  استفاده از روشهای سنتی بعلت  کم توجهی به ایجاد معنا در یاد گیری   مفاهیم  همیشه در دستیابی به اهداف یاد   دهی و یادگیری خیلی موثر نیستند و می باست از روشهای علمی منطبق با فعالیت مغز   استفاده کرد ، برای آموزش معنا دار باید ضمن ایجاد انگیزه یاد گیری در دانش   آموزان ،آنها را در یاد گیری درگیر کرد و با خلق  موقعیتهای عینی  و پروژه های آموزشی و همچنین شبیه سازی یاد   گیری معنا دار را بکار گرفت . امید است با بکار گیری روشهای علمی بتوانیم در   تعمیق یادگیری دانش آموزان بیش از پیش اثر گذار باشیم .

 

منابع :

مغز و فرآیند یادگیری                                                 تالیف : پاتریشیا ولف             ترجمه داود ابوالقاسمی

 

توسعه پژو هش های کار   بردی دانش آموزان

عنوان :توسعه پژو هش های کار   بردی دانش آموزان

استاد : جناب آقای دکتر   بختیاری

تهیه کننده : حمید رضا   مولایی دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی آموزشی 

مقدمه: توسعه   پژو هشهای کار بردی دانش آموزان می تواند یکی از اهداف مهم  مدرسه باشد و در پیشرفت علمی ، ایجاد انگیزه   ،کشف استعداد ها  و بروز خلاقیت دانش   آموزان نقش بسیار مهی داشته باشد می خواهیم در این مقاله راه های ساده ای را   برای توسعه پژو هشهای  کار بردی دانش آموزی   بیان نماییم

پژوهشگران عرصه تعلیم و   تربیت معتقدند توسعه پژو هشهای کار بردی دانش آموزان ، آشنایی معلمان با روشهای   فعال تدریس ، آموزش مهارتهاو روشهای مطالعه و برنامه ریزی تحصیلی به دانش آموزان   ، تقویت ارتباط علمی معلمان و والدین و . . . . می توانند از جمله اهداف مدرسه   باشند که در ذیل اهدافی چون کیفیت فرآیند یاد دهی ، یادگیری دانش آموزان نوشته   می شوند لذا برای توسعه پژو هشهای  کار   بردی دانش آموزی  موارد ذیل پیشنهاد می   گردد .

1-وضعیت فعلی مدرسه خود را برای دستیابی به این هدف   ((توسعه پژو هشهای کاربردی دانش آموزان ))بررسی و ترسیم کنیم .

 یعنی اینکه بررسی   نماییم چرا دانش آموزان درانجام پژو هش موفق نیستند که به چها ر مقوله  الف) دانش آموزان  ب)روشها و مقررات  ج)معلمان و مدیر د)ابزار و تجهیزات   که در    این زمینه اهمیت ویژه دارند، می پردازیم ، درو اقع نقاظ ضعف و قوت ،   تهدید و فرصت را مشخص می کنیم موارد ی همچون ( دانش آموزان روشای  پژوهش را نمی دانند ، روحیه همکاری و مشارکت   جویانه آنان ضعیف است  ، مدیر ماموریت   اصلی اش کار های جنبی مدرسه شده ، ارتباط معلمان و دانش آموزان ضعیف است ،   فرآیند ارزشیابی دانش آموزان مشوق این کار نیست ، منابع مطالعاتی کافی در   کتابخانه مدرسه و جود ندارد ،امکان دسترسی دانش آموزان به فضای مجازی اینتر نت   ضعیف است و . . . )

2-وضعیت مورد انتظار مان از این هدف چست ؟

در   این قسمت می بایست ترسیم وضعیت  مورد   انتظار را بصورت منطقی و قابل دستیابی هدف گذاری کرد و مشخص نمود که رشد کمی و   کیفی این فرآیند چقدر و در چه زمینه های درسی مورد نظر می باشد که قطعا می   بایستی با وضعین موجود و امکانات مدرسه ارتباط درست و منطقی داشته باشد

3-ارائه   راهکار برای رسیدن به هدفهای پیش بینی شده انجام شود ، در این خصوص می بایستی   شرح وظایف و نقشه راه برای هریک از ارکان مدرسه مشخص شود و مسئولیت دانش آموزان   ، معلمان و همچنین امکانات لازم  و  .  .   . . . . مشخص شود در ذیل به برخی از آنها می پردازیم

-   مسئله های مدرسه در تابلویی برای همه دانش آموزان و دبیران بیان شود

-دانش آموزان ترجیحا   بصورت زوجی و  بیشتر و به کمک معلمان   علاقمند  بعنوان  معلم راهنما  یکی از مسائل را انتخاب کنندو در آن موضوع پژو   هش کنند .

-روشهای متنوع پژوهشی   استفاده شود ،میدانی ، کتابخانه ای ، توصیفی ، پیمایشی  و . . .

-ابزارهای  مختلفی در پروژه ها بکار گرفته شود ، پرسش   نامه ،مصاحبه ،عکس ،فیلم ،اسناد و . . .

-پژو هشها با تایید معلم   راهنما پایان یابد و پژو هشهای برتر انتخاب و طی همایشی با حضور معلمان ، والدین   ،و دیگر میهمانان از بر ترینها تشکر و جوایزی ارائه کردد.

- خلاصه نتایج و یافته   های پژوهشی دانش آموزان دسته بندی و به کاربسته شوند تا دانش آموزان نتایج کار   های خود را مشاهده نمایند 

نتیجه یکی از راههای ایجاد یاد   گیر ی بهتر برای دانش آموزان پژهشهای دانش آموزی است که می بایست در مدارس رونق   گیرد از آنجا که اهمیت توسعه کار های پژوهشی به خوبی برای معلمان و دانش آموزان   مشخص نیست باید شکل پژو هشها را در مدرسه کاربردی نمود تا در نتیجه استفاده از   نتایج آن تاثیرات کارکردهای پژوهشی برای دانش آموزان و معلمان ملموس تر گردد و   انگیزه های آنها را بالاتر ببرد لذا در این مقاله ضمن پیشنهاد توسعه پژو هشهای   کاربردی ، پیشنهاد می گردد به استفاده از روشهای علمی تعیین وضعیت ، تعیین چشم   انداز ونتایج  ، راهکار ها و نقشه راه را   در مدرسه مشخص نماییم تا به این مهم به بهترین شکل ممکن دستیابیم . امید است با   بکار گیری روشهای علمی بتوانیم در تربیت  دانش آموزان پژو هشگر  بیش از پیش اثر گذار باشیم .

                                                                                      

منابع :

راهنمای عملی برنامه ریزی  راهبردی مدرسه                                                 تالیف : دکتر حیدر تورانی  

 

ظرافت های معلمی در   کار برد الگوهای فعال تدریس    

عنوان : ظرافت های معلمی در   کار برد الگوهای فعال تدریس                                        

استاد : جناب آقای دکتر   بختیاری

تهیه کننده : حمید رضا   مولایی دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی آموزشی 

مقدمه: اجرای   هر شیوه نوین الگوی تدریس منوط به شناخت مبانی نظری آن الگو است ، شناخت  ظرافتهای معلمی در کار برد الگوی فعال تدریس   و اجرای صحیح آن می تواند به تسهیل ارتباط و ایجاد یادگیری در فراگیران در یک   سازمان یاد گیرنده کمک کند.

محققان معتقدند اشراف  بر ظرافتهای معلمی در کار برد الگوی فعال   تدریس  می تواند ضمن اجرای صحیح و اثر   بخش روش تدریس بر میزان موفقیت دانش آموزان و مشارکت آنها در کلاس درس بسیار اثر گذار باشد ، لذا با توجه به اینکه نحوه آموزش هر درس و علمی یکسان   نمی باشدو انتخاب الگوی تدریس با موضوع درس کاملا ارتباط  و سنخیت دارد ،همچنین موضوع درس ملاک و مبنای   مهمی برای انتخاب نوع الگوی تدریس است ، در این مقاله در خصوص رو شهای تدریس در   کلاس توضیحاتی را خدمتتان ارائه می نماییم .

الگو های تدریس اعضای تیم و   کارایی برای دروس تعلیمات اجتماعی و دینی کارآیی بیشتری دارد

الگوی  در یافت مفهوم و تفکر استقرایی برای دروس   ریاضی ، علوم تجربی، شیمی ، فیزیک ، زبان فارسی و   انگلیسی و عربی کارا یی بیشتری دارد

الگوی بدیعه پردازی برای درس   انشاء ، جمله نویسی و قصه نویسی کار برد دارد   

الگوی قضاوت عملکرد برای دروس   تربیت بدنی ، هنر ، حرفه و فن ، آزمایشگاه و دروس فنی و حرفه ای کار برد بیشتری   دارد

الگوی روشن سازی طرز تلقی برای   دروس دینی ، پرورشی ، روانشناسی و جامعه شناسی مناسب است

الگوی یاران  در یاد گیری و بارش مغزی در دروسی که   فراگیران  اطلاعات و ذهنیات قبلی داشته   باشند موثر است

الگوی ایفای نقش برای دروسی که   فراگیران بتوانند موضوع درس را در قالب نمایش در کلاس اجرا نمایند مثل تاریخ ،   دینی و ادبیات فارسی مناسب است

الگوی حل مساله در دروس ریاضی و   علوم تجربی کار برد بیشتری دارد

روش آزمایشی در دروس علوم تجربی   کارایی بیشتری دارد

روش  نمایشی در دروس علوم تجربی و حرفه و فن موثر   تر است

روش قصه گویی در دروس دینی ،   تاریخ و ادبیات فارسی اثر بخش است

و . . . . . .

این موارد را بعنوان  مثال برای معلمان ذکر کردیم که معلمان از یک   الگوی خاص به صورت متوالی در جلسات تدریس خود استفاده نکنند چرا که این امر موجب   ملامت و خستگی فراگیران و معلم می شود و در نهایت آثار و نتایج الگوی تدریس کاهش   می یابد ، همچنین معلمان می توانند بنا به موقعیت و شرایط از شیوه های تلفیقی (   ترکیبی ) استفاده نمایند برای مثال شیوه قصه گویی و به دنبال آن الگوی یاران در   یادگیری یا بارش مغزی.در نهایت قرار نیست با آموزش و اجرای الگو های نوین تدریس   شیوه های سنتی مثل سخنرانی و توضیحی به طور کامل کنار گذاشته شود چرا که هر یک   از شیوه ها و الگو های تدریس در موقعیت خودش و در حد استفاده متعادل می تواند   قابل دفاع و تایید باشد

 

 

نتیجه :  معلمین می بایست ضمن مطالعه دقیق و آشنایی   کامل با الگو های نوین تدریس ، در طرح درس خود روشهای درست را انتخاب و در اجرا   از آن بهره گیری نماید ، استفاده از روشهای تدریس نوین  و تلفیقی  می تواند به تحولی در کار معلم منجر شود و   تغییر اساسی رادر  شادی و نشاط کلاس و   ایجاد شوق یادگیری  بوجود آورد ،  ایجاد یادگیری عمیق ترو مفهومی تر از ثمرات   مهم این روشها در فرایند  یاددهی و   یادگیری می باشد . لذا معلمان می توانند با بکار گیری الگو های نوین تدریس و   الگو های تلیقی  موفقیت خود و دانش   آموزان را بیش از پیش محقق نمایند.

 

لئون تولستوی ( در وصف بهترین   معلم ): بهترین معلم کسی است که دارای قابلیت خلق روشهای تازه است و بهترین   روشها ، روش خاصی نیست .بلکه یک هنر است – هر معلم   باید تلاش کند در خود قابلیت کشف روشهای جدید را بپروراند .    

 

منابع :

ظرافت های معلمی ( 6000نکته کار   بردی برای معلمان و دبیران)    تالیف : مجیدنقیه            انتشارات   بین المللی جوکار( گاج )

 

برنامه ریزی استراتژیک در نظام آموزشی

عنوان : برنامه ریزی استراتژیک در نظام آموزشی  

استاد : جناب آقای دکتر بختیاری

تهیه کننده : حمید رضا مولایی دانشجوی کارشناسی   ارشد برنامه ریزی آموزشی 

 

مقدمه: برنامه ریزی استراتژیک در نظام آموزشی برچه   عناصری و چه مراحلی استوار است  وبرای   اجرا نمودن آن باید چگونه عمل کرد تا بتوان از آن برای دستیابی به فرایند تفکر   استراتژیک که مهمترین تجربه برای دست اندرکاران برنامه ریزی است دست یافت واساسا   چگونه می توان  نقش برنامه ریزی استراتژیک   در بهبود آینده جامعه را بیشتر نماییم  

 

برنامه ریزی استراتراتژیک همه دوره های آموزشی از   دوره ابتدای و حتی قبل از آن تا دوره عالی را با دو دیدگاه برون به درون و درون   به برون مورد بحث قرار می دهد

عناصر عمده برنامه ریزی آموزشی  رامی توان به دوبخش :1- نظام ها آموزشی (   خصوص و دولتی )2-سطوح آموزشی (ابتدایی تا دانشگاه )

تقسیم بندی کرد

همچنین برنامه ریزی استرتژیک دارای  چها رمرحله  به شرح زیر است

1-تعیین سطح برنامه ریزی ( دور نگری )

2-گردآوری داده ها

3- برنامه ریزی

4- اجرا و ارزیابی

هریک از چها مرحله فوق نیز به سه محور مرتبط می   باشد:

الف -باز اندیشی یا همان تعیین  حوزه عمل برنامه ریزی با نگرش به آینده و   آینده نگری در  سطح خرد ،کلان و فراسوی   کلان

ب-باز سازی ساختارها : برنامه ریزی برای تعیین   همسوئیها و رفع ناهمسوئیها، ترسیم و تدوین    آینده مطلوب ، مشخص کردن و تعیین ماموریت ها، تعیین نقاط ضعف و قوت   درونداد و تهدید و فرصت برونداد ، سیاستگذاری  و تعیین دستورالعمل برای تصمیمات اتخاذ شده ،   تهیه برنامه عملیاتی   

ج)باز آفرینی : اجرا و ارزیابی که طرح پاسخ ،   اجرای مدیریت ، ارزیابی تکوینی ، اجرای ارزیابی ، ادامه یا تجدید نظر و ارائه   بازخورد

 

برنامه استراتژیک بر اصول فوق استوار است و برای   دستیابی به موفقیت درآن با یک سیر منطقی هدف گذاری و اقدام شود و مراحل و گامهای   آن با باز خورد های اخذ شده مورد تحلیل قرار گرفته و روند اصلاح برنامه نیز بر   ان مبنا اجرا شود

 

 

نتیجه :    تفکر استراتژیک نتیجه برنامه ریزی استراتژيک است و دستیابی به فرآیند   تفکر استراتژیک مهمترین تجربه ای است که برای    دست اندرکاران  برنامه ریزی حاصل می   شود – اگر جامعه ای به دنبال بهبود آینده خود باشد می   بایست از این شیوه برنام ریزی پیروی نماید همچنین در سازمانهای آموشی و مدارس   نیز می توان در بازه زمانی مشخص و برنامه ریزی شده به موفقیتهای چشمگیر دست یافت   و مهم این است که  در این مسیر از خرد   خمعی کار تیمی و بازخورد های  منطقی و   صحیح ساختاری منسجم و منظم ایجاد نماییم و استمرار آن با تغییر مدیریتها ثابت   بماند و سازمان و ارکان آن به برنامه تنظیم شده وفادار و به اجرای آن مقید باشند   .

 

 

منابع :

برنامه ریزی استراتژیک در نظام آموزشی       تالیف : راجر کافمن و جری هرمن         ترجمه دکتر فریده مشایخ و دکتر عباس   بازرگان

برنامه ریزی راهبردی مدرسه                            تالیف : دکتر حیدر تورانی

بررسی چگونگی پیشرفت   نظام آموزشی فنلاند

عنوان : بررسی چگونگی پیشرفت   نظام آموزشی فنلاند                                                            نویسنده  : حمید رضا   مولایی 

مقدمه: می خواهیم  بدانیم چگونه فنلاندی ها سیستم نا   کارآمد آموزشی شان در دهه 1980 را به یکی از بهترین مدلهای امروزی تغییر دادند و   اکنون فنلاند یکی از پیشرفته ترین آموزشهای شهروندان را در جهان داراست و اینکه   چگونه در تغییر سیستم آموزشی شان موفق بوده اند

وضعیت قبلی فنلاند : در دهه 1940   میلادی پس از جنگ با خسارات فراوان با 4 میلیون نفر جمعیت -90 هزار کشته -60   هزار جانباز -25هزار  زن بدون سرپرست و   بیوه شده -  50 هزار کودک یتیم و . . .

تنها کسانی که در شهر های بزرگ   زندگی می کردند به مدارس متوسطه دسترسی داشتند و بسیاری بعداز 6 یا 7 یعنی بعد   از آموزش ابتدایی ترک تحصیل می کردند یعنی حدود 27 درصد آنها ادامه تحصیل می   دادند –مدل سنتی آموزشی آنها مبتنی بر معلم محوری و   متمرکز بر اخلاقیات تا رشد شناختی 

اقدامات برای بهبود وضعیت آموزشی   با صلاح سیستم سنتی

1-ساختار سیستم آموزش و پرورش   باید دستیابی بهتر و بیشتربه آموزش را برای همه تامین کند

2-شکل و محتوای برنامه های درسی   پایه بر توسعه فردی و جامع شخصیت کودکان متمرمکز باشد

3-تربیت معلم برای پاسخگویی به   نیاز های حاصل از این برنامه های توسعه باید مدرنیزه شود

رویای آینده فنلاند بر مبنای   دانش و مهارت بنا شده بنابر این آموزش بعنوان زیر بنای ایجاد آینده مورد توجه   قرار گرفت

مراحل اجرای برنامه ها

1-بسوی آموزش ابتدایی ( تاسیس   کمیته برنامه درسی ابتدایی – اصلاح  برنامه درسی مبتنی بر مطالعات تجربی 300   مدرسه و با مشارکت 1000معلم

2- ایجاد فرصت های برابر در   آموزش و پرورش متوسطه اول یا راهنمایی (ایجاد فرصت برابر با حضور همه دانش   اموزان در مدارس - اجباری شدن راهنمایی و   مشاور  شغلی – یکسان سازی   نحوه تدریس معلمان

3- گسترش آموزش و پرورش متوسطه   دوم :ایجاد گزینه های بیشتر درانتخاب  درسها از نظر محتوا و ترتیب برای استفاده از   نقاط قوت  برای دانش آموزان -ساختار   آموزش فنی و حرفه ای ساده سازی شد- روشهای کار آموزی مرسوم شد – تخصیص 2   ساعت در هفته به مشاوره و راهنمایی آموزشی – بهبود   پیشرفت تحصیلی با آزمونهای جامع  

امروزه : فنلاند یکی از با سواد   ترین جامعه ها در جهان است دارای ملتی با مردمی متواضع که رقابت را دوست دارند   اما همکاری معمول ترین ویژگی آنهاست    ((  در دهه 90 وقتی وزیر آموزش سوئد   کفت برنامه ریزی میکند و در جهان بهترین خواهدشد وزیر   آموزش فنلاند گفت برای ما کافی است بر تر از سوئد باشیم ))

درس کلیدی فنلاند : روشهای   دیگری برای ساختن نظام آموزش خوب متفاوت تر از آنچه بطور معمول در انجمن های   جهانی سیاست گذاری می کنند وجود دارد ( خلاقیت و نوآوری )

رویای فنلاند : فرصتهای   آموزشی برابر (بسوی آموزش ابتدایی –گسترش متوسطه دوم – بهبود پیشرفت تحصیلی – ازمونهای جامع – تغییر نگرش در افراد )

تناقضات فنلاندی : کم زیاد   است ( از حاشیه به متن برویم –سطح دستاوردهای آموزشی را بالا ببریم – عدالت در برون دادها – یاد گیری دانش آموزان مهم باشد – برای اموزش هزینه کنیم ) 

نقطه قوت فنلاند : معلمان   (فرهنگ سازی در آموزش – تربیت علمی معلمان –معلم واقعی شدن – تبدیل شدن معلم به محقق – توسعه حرفه ای –زمانی برای باز اندیشی –معلمان رهبران آموزشی هستند –معلمان خوب ،مدارس عالی را میسازند

راه فنلاند : کشور رفاه   رقابتی 0 قدرت جهانی شدن – جنبش اصلاحات آموزشی – افقتصاد دانش بنیان – رفاه برابری و رقابت

آیا اینده از آن فنلاند است   : (برتری از طرق متفاوت بودن – اصلاحات آموزشی موفق – انتقال دانش تغییر )

نتیجه :  موفقیت فنلاند در سه مرحله رخ داد

تجدید نظر در مبانی نظری و روش شناختی ( باز   مهندسی)

بهبود از طریق شبکه ای کردن و خود گردانی (   تمرکز زدایی )

افزایش کارایی ساختار ها و مدیریت ( برنامه ریزی   )

آنها با استفاده از خرد جمعی –توجه به معلم ( همه معلمان باید   ارشد داشته باشند )- خلاقیت – رقابت –   برنام ریزی –   ایجاد فرصت های برابر و تغییر نگرش در جامعه خود رشد آموزش و متعاقب آن رشد   اقتصادی را داشته باشند

منابع :     درس های   فنلاندی( آنچه دنیا میتواند از تغییرات آموزش فنلاند بیاموزد        تالیف پاسی سالبرگ     ترجمه : علیرضا مقدم و طیبه سهرابی

ابزارهای مدیریتی برای انضباط مثبت در   کلاس درس

عنوان : ابزارهای مدیریتی برای انضباط مثبت در   کلاس درس                                                              17/8/94   

استاد : جناب آقای دکتر بختیاری

تهیه کننده : حمید رضا مولایی دانشجوی کارشناسی   ارشد برنامه ریزی آموزشی 

 

مقدمه: پژو هش گران حوزه تعلیم و   تربیت بر این باورند که دانش آموزان می توانند مهارتهای علمی و اجتماع را از   طریق اعمال اصول مدیریت کلاس درس ، به بهترین شکل بیاموزند در این مقاله 14   ابزار کاربردی جهت ایجاد روشهای ایجاد انضباط مثبت در کلاس درس مطرح می نماییم   

 

انضباط مثبت در کلاس درس  از عوامل مهم یادگیری اثر بخش می باشد ، باید   در نظر داشت همواره  تنها با یک ابزار   نمی توان به حل مشکلات پرداخت و در حل هر مسئله ای ،باید مجموعه ای از ابزارها و   روشها مدنظر قرار گیرد . مدیران مدارس باید با معلمانی که برای شکایت از دانش   آموزان نزد آنها می آیند همراه شوند و ضمن مرور راهبردهای ایجاد انضباط   مثبت با یکدیگر ، تجربه های مشترکشان را برای هم بازگو کنند . تجربه های معلمان   گاهی بسیار غنی تر از تجربه های مدیران هستند . لذا 14 مورد از ابزارهای مدیریت   کلاس درس در ارتباط با انضباط مثبت را معرفی می نماییم

1-    محدودیت انتخابها :برای حل مشکلات حداقل دو راه حل مناسب و معقول ارائه   دهید

2-مسئولیتهای کلاسی : به هریک از دانش آموزان در   کلاس مسئولیت بدهید  بصورتی که به آن   مسئولیت تعلق خاطر داشته باشند

3-حل مسئله : اجرای 4 مرحله حل مسئله (چشم پوشی –  با احترام در مورد مشکل صحبت کردن -توافق   برنده برنده – فهرست بندی مشکلات)

4- دنبال کردن گامهای چهار گانه حل مسئله از طریق   توجه  به شان و منزلت و احترام متقابل

5- بپرسید اما نگویید چه چیزی ، چرا و چگونه – امر نکنید

6-عوض کردن مسیر سئوالات

7- اجازه دهید روال طبیعی طی شود

8- در مورد کارهایی که میخواهید انجام دهید تصمیم   بگیرید

9- با صلابت و احترام بگویید نه

10-بیشتر عمل کنید و کمتر حرف بزنید

 11-حل   بعضی مسائل را به خودشان ( دانش آموزان )واگذار کنید

12-اوقات فراغت مثبت ایجاد کنید

13-نشستهای مشترک اولیا، معلمان ،دانش آموزان را   ایجاد کنید

14- مراحل را کوچک و خلاصه کنید

 

نتیجه : انضباط مثبت در کلاس درس را می توان با   ابزارهایی که در اختیار ما می باشد یا    حاصل تجارب همکاران و  خود ما می   باشد در کلاس درس ایجاد کرد ، کافی است با علم و احترام بر مبنای مسئولیت پذیری   با دانش آموزان برخورد نموده و حل مشکلات ر ا با همکاری ارکان مدرسه ودر سایه   تعامل سازنده با اولیا و دانش آموزان را مدنظر قرار داد.  عملگرایی به آنچه باور ماست و آن را در تئوری   بیان میکنیم نیز تاثیر بسیار ژرفی بر پیشبرد اهداف کلاس در س و یادگیری دارد در   آخر  موفقیت در کلاس درس منطبق با انضباط   مثبت  با روشهای تجربی مناسب و مدیریت   دانش در 14 زمینه فوق امکان پذیر و    بسیار مفید می باشد و اگر بکار گرفته شود کارایی و اثر بخشی و در نتیجه   بهره وری  کلاس در س و فرایند یاد دهی و   یادگیری را به همراه خواهد داشت

 

منابع :

انضباط مثبت در کلاس درس        تالیف : جین نلسون ،لین لات واچ ،   استفان گلن        ترجمه غلامرضا حاجی   حسین نژاد ، مرتضی مجد فر  

 

معیار   های مدل تعالی سازمانی  

    EFQMعنوان : معیار   های مدل تعالی سازمانی   

استاد : جناب آقای دکتر   بختیاری

تهیه کننده : حمید رضا   مولایی دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی آموزشی 

مقدمه:   مدل تعالی سازمانی بعنوان یک ابزار فراگیر و با نگرش جامع به مدیران کمک می کند   به شناخت دقیق تری از سازمان کار خود برسند همچنین مدیران و  دبیران آموزش و پرورش با بکار گیری این روش   می توانند به تعالی سازمانی کمک نمایند

مدل تعالی سازمانی کیفیت را   بنیاد کیفیت اروپا ایجاد کرد واین مدل    بعنوان مدل تعالی سازمانها در بسیاری از کشورهای جهان بکار گرفته شد این   مدل می تواند به مدیران کمک کند و آنها را در شناخت دقیق تر سازمان خود یاری کند   . این مدل ها برای سنجش و مقایسه  عملکرد   سازمان ها نیز بکار می رود  ضمن اینکه یک   سازمان را قادر می سازند تا موفقیت های خود را در اجرای برنامه ها  در دوره های زمانی مختلف مورد ارزیابی قرار   دهد ، نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کرده    و پروژه هایی را تعریف و به سمت تعالی حرکت کند  . علاوه بر این امکانی را فراهم می کنند تا عملکرد   خود را با سایر سازمانها به ویژه با بهترین آنهامقایسه کند .معیار های 9 گانه   تعالی سازمانی عبارتند از

1-رهبری :مبتنی بر تحول و   نوآوری  با ایجاد آرمان ، ارزشها و اخلاق   سازمانی و ایجاد الگوی فرهنگی تعالی در سازمان جهت بهبود مستمر ، تعامل با شرکا   و نمایندگان جامعه برای دستیابی به اهداف

2-خط مشی  و راهبرد : مبتنی بر نیاز و انتظارات حال و   آینده ذینفعان ، دریافت اطلاعات ، اندازه کیری عملکرد ، تحقیقات  بازنگری و به روز شدن

3-کار کنان :منابع انسانی مدیریت   و برنامه ریزی و بهبود یابند ،دانش و شایستگی هایشان شناسایی و توسعه یابد   ،کفتگو و توانمند سازی شوند ،پاداش گرفته و تقدیر شوند

4- شرکای تجاری  و منابع : منابع مالی ،ساختمانها و   تجهیزات  ،فناوری ،مدیریت شوند

5-فرآیند ها : نو آوری و کسب   رضایت کامل ایجاد ارزش فزاینده و با توجه به نیاز مشتری تولید ،تحویل و پشتیبانی   شودو ارتباط با مشتری تقویت شود 

6-نتایج مشتری : مقیاس های  ادراکی ، شاخصهای عملکردی مورد ارزیابی و   بهبود قرار گیرد

7-نتایج کار کنان: مقیاس   های  ادراکی ، شاخصهای عملکردی مورد   ارزیابی و بهبود قرار گیرد

8-نتایج جامعه :پایش ،درک، پیش   بینی و بهبود عملکرد سازمان با نظرات جامعه صورت پذیرد

9-نتایج کلیدی عملکرد :دستاورد   ها کلیدی دقیقا بررسی و میزان موفقیت ها در اهداف  مشخص شود

این  مدلهای تعالی کمک  می کند که با اجرای برنامه ها و فعالیتها حول   محور اهداف و فرآیندها با رعایت اصل مشتری مداری به بهبود و بهره وری سازمان خود   کمک نماییم

ضمنا علاوه برآن با رعایت   این مدل می توان در جایزه ملی کیفیت و جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی شرکت   و گواهی نامه آنها را دریافت نماید.

 

نتیجه : آموزش و پرورش نیز یک   سازمان یاد گیرنده است و می بایستی یکی از اصول اصلی خود را تعالی سازمانی قرار   دهد و مدیران و معلمان هریک در جایگاههای مختلف می توانندبا بکار گیری 9 معیار   فوق به تعالی مدرسه و کلاس خود اقدام نمایند ، در این مدل و معیار ها تمامی   فرایند ها بررسی و در نهایت رضایت مشتریان بعنوان رکن اصلی نتایج کلیدی عملکرد   می باشد

امید است  معلمان عزیز و دلسوز  که همواره در بهبود وضعیت آموزشی و پرورشی   دانش آموزان تلاش می نمایند با بکار گیری این روشهای علمی و  بروز رسانی اطلاعات خود در موفقیت دانش آموزان   بیش از پیش موفق باشند .

منبع :

یغما  ، عادل (1392) کار برد روشهای و الگو های   تدریس  ، تهران : مدرسه